+ ۳۱۳- غیبت غیر مجاز

خودم میدونم که اگه ولیم رو هم بیارم غیبتام مجاز نمیشه ولی باورکن دلایل موجهی دارم که مطمئنن قانع میشی .

۱- چند روز بعد از آپدیت قبلیم ، دومین دندون عقلمو کشیدم تقریبا یک هفته دستم بند بود ، البته هنوز بعد از چند هفته هنوز نتونستم ریشامو بزنم آخه یک طرف صورتم باد کرده بود و میخواستم ۳شو بگیرم ،خدارو شکر الان ورمش خوابیده و کم کم باید از شر ریشام خلاص بشم

۲- هفته ی پیش مامان و بابام رفتن مکه نمیدونم چرا ایندفعه که میخواستن برم یه جوری شدم . قبلنا هرکس میخواست بره مکه ، اصلا واسم مهم نبود ، حتی دفعه ی قبلی که مامانم اینا رفتن ، هیچ احساسی نداشتم ، ولی ایندفعه خیلی دلم سوخت که چرا من باهاشون نرفتم ، اگه فقط چند روز دیرتر میرفتن ، منم میتونستم باهاشون برم ، ولی حیف که قسمت نبود من برم

۳- با اجازتون جمعه ی هفته ای که گذشت ، من امتحان کنکور ارشد داشتم و همین باعث شد که نتونم با مامان اینا برم . کنکورم فکر میکنم بد نشد ، چون مامان اینا تو مکه واسم دعا کردن

امیدوارم دلایلم قانع کننده بوده باشه

نویسنده : ... & Hamid ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ ها: عمومی




+ ۳۱۲- بچه معروفا

به نظر من وقتی یه نفر معروف میشه ، چه از طریق سینما و تلوزیون ، چه از طریق صدا ، باید خیلی بیشتر از قبل به تیپ ظاهریش توجه کنه ، چون خواسته یا ناخواسته در معرض دید افراد قرار میگیره و اگه احیانا زیاد توجهی به این قضیه نکرده باشه ، ممکنه خیلی گرون واسش تموم بشه .

 

اون چیزی که بعد از به شهرت رسیدن نباید تغییر کنه ، رفتار و برخورد با اطرافیانه .  بیننده پول میده میره سینما و یک هنرپیشه رو ساپورت میکنه که تو فیلم ازش یه بازی خوب ببینه ، هنرپیشه هم برای تلافی این ساپورت باید به تماشاچی احترام بذاره و در انظار عمومی علاوه بر افتادگی و خاکی بودن ، با تیپ مورد قبولی ظاهر بشه .

نیما رئیسی

 

حالا همه ی اینارو گفتم چون این چند روزه همینطور هنرپیشه به تورمون میخوره ، اولیشون آقای نیما رئیسی بود که من بعد از فیلم تنگنا کلی باهاش حال کردم ، البته قبل از اون تو سریال در شهر و رادیو جوان کاراشو دیده و شنیده بودم ولی هیچکدومش مثل فیلم تنگنا نبود . با اون صدای گرم و دوست داشتنیش داشت با موبایلش صحبت میکرد . از چهره ش معلوم بود که چقدر آدم خوبیه .

باران کوثری

 

دومیشون باران کوثری بود که باید خیلی دقت میکردی تا تشخیص میدادی این همون هنرپیشه ی فیلم صاحبدلان ِ که تو ماه رمضون پخش میشد . با یه تیپ خیلی معمولی و با چهره ای بهت زده به مردمی که کم و بیش میشناختنش نگاه میکرد و شاید تعجب میکرد که چرا کسی ازش امضا نمیخواد ، غافل از اینکه تیپ یه هنرپیشه تاثیر زیادی رو افکار عمومی داره .

 

پوریا پورسرخ

سومین نفری که دیدم پوریا پورسرخ بود که با اون چهره ای که تو فیلم میهمان ازش دیده بودم ، از زمین تا آسمون تفاوت داشت ، یه تیپ خفنی زده بود که بیا و ببین ، موهاشم از این مدلیا زده بود که هرکدومش به یه طرفه ، ولی خیلی بهش اومده بود ، من که باهاش خیلی حال کردم ، به نظر من بیشتر از اینا جای پیشرفت داره .

کامبیز دیرباز

 

چهارمین نفری که دیدم و خیلی خوشحال شدم که از نزدیک این هنرپیشه رو دیدم ، کامبیز دیرباز بود ، منتها این یکی رو در هنگام ضبط فیلم دیدمش ، خیلی با کلاس و خوش تیپ و خاکی ، که مردم دیگه از سر این هنرپیشه نتونسته بودن بگذرن و دور تادورشو گرفته بودن ، اونم با اون سبیل باحالش جواب همشونو میداد . البته فیلم پر سرو صدای اخراجی ها هم بی تاثیر بر محبوبیت این هنرپیشه نبود .

 

پ.ن : دیشب خدا موهبتی رو بهم اعطا کرد که هیچ رقمه نمیتونم شکرشو به جا بیارم ، امیدوارم همیشه در جهت مثبت به کارش بگیرم ، بلکه بتونم گوشه ای از محبتشو جبران کنم ( شاید بعدا گفتم این موهبت چیه )

نویسنده : ... & Hamid ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٦