حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
‏‎۳۳۵- به معجزه اعتقاد داری نویسنده: حمید و ... - یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸٧

- من معمولا رو یه طرحی که زیاد کار میکنم ، دوست دارم نظر بقیه رو هم نسبت بهش بدونم ولی این طراحی قالبو زیاد روش کار نکردم ، چون فقط میخواستم از شر اون Error هایی که قالب قبلی به دلیل تغییر کردن کلی سیستم پرشین بلاگ میداد راحت بشم ، امیدوارم به زودی تو یه فرصت مناسب یه طراحی بهتر ارائه بدم 

- یه خبر خیلی خیلی خوب از طرف دوست خوبم که عمه جون صداش میکنم ،بهم رسید که کاملا شکه شدم و تقریبا تا چند دقیقه پشت کامپیوتر خشکم زده بود و اونم این بود که بالاخره به عشقش رسید ، میخوام که از همین جا بهت تبریک بگم و آروز میکنم که در کنار عشقت سالهای سال خوشبخت بشی ، شاید یه روزی یه وقتی همدیگه رو همونجا دیدیم ، چون تو آدرس همون شهری رو دادی که من قراره بیام

- یادته همون اوایلی که رفتم سر کار ، گفتم مدیر کارخونمون صلاحیت این شغلو نداره ؟ هفته ی پیش عوضش کردن نیشخند

- واسه ی منم دعا کنین که معجزه ای که برای عمه جون اتفاق افتاد ، برای منم اتفاق بیافته قلب

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه