حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
٣۶٠- تبریک بهم بگین نویسنده: حمید و ... - جمعه ۱٦ بهمن ۱۳۸۸

Wedding rings

خودم میدونم ، اینبار خیلی طول کشید تا آپ کنم ، ولی خوب چه میشه کرد ، مگه این کار و زندگی و زن و بچه و مادر زن و ... میذاره آدم یخورده هم برای خودش باشه !

میخوام یه خبر شکه کننده بدم ! اونم اینکه بالاخره همسر آینده م مشخص شد !!!!!!درست خوندین ، همسرمو انتخاب کردم ، چیه مگه بهم نمیآد زن بگیرم ؟؟؟

خیلی خیلی دختر خوبیه ، بزنم به تخته خوشگله ، تحصیل کرده ، با کلاس ، با حال ، با شخصیت ، مثل خودم شوخ طبع ، اتفاقا اونم دانشگاه نجف آباد درس میخونه ، خلاصه ماشاالله هزار ماشاالله همه چی تمومه . هم خیلی خیلی من اونو دوست دارم هم خیلی خیلی اون منو دوست داره .تقریبا تو ٧٠ درصد موارد نظرامون مثل همدیگه ست ، اون ٣٠ درصد هم مشخصه کی باید کوتاه بیاد :-) فقط یه مشکل خیلی کوچیکی هست که ایشالا هر چه زودتر برطرف میشه و میتونیم زندگی مشترکمونو شروع کنیم ، اونم اینکه این مشخصاتی که گفتم رو تو خواب دیدم ، فقط مونده یه همچین شخصیتی رو پیدا کنم و باهاش ازدواج کنم . کمکم میکنین ؟؟؟

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه