حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
٣۶٢- سالی به یاد ماندنی نویسنده: حمید و ... - دوشنبه ٢ فروردین ۱۳۸٩

بهار آمد و زمستان رفت و عید آمد و دوباره زمستان رفت و بعدش تابستان خواهد آمد و از اینجور مقدمه هایی که معمولا برای سال تحویل میگن .

خدارو شکر سال ١٣٨٨ واسه ی من سال خیلی خوب و سرنوشت سازی بود ، یعنی وقتی یه نگاه کلی بهش میندازم میبینم خدای مهربون خیلی چیزا تو این سال بهم داد که زبانم از شکرگذاری قاصره . البته یه اتفاقایی تو این سال افتاد که دل همگیمون رو به درد آورد ولی خوب امیدواریم در سال ١٣٨٩ همه چیز مرتب و روبه راه بشه . واسه ی همه ی دوستای خوبم آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم سال خوبی داشته باشین .

پ.ن : دوباره اصفهان پر از مسافر شد و آدرس دادنای ما هم شروع شد

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه