بهار آمد و زمستان رفت و عید آمد و دوباره زمستان رفت و بعدش تابستان خواهد آمد و از اینجور مقدمه هایی که معمولا برای سال تحویل میگن .
خدارو شکر سال ١٣٨٨ واسه ی من سال خیلی خوب و سرنوشت سازی بود ، یعنی وقتی یه نگاه کلی بهش میندازم میبینم خدای مهربون خیلی چیزا تو این سال بهم داد که زبانم از شکرگذاری قاصره . البته یه اتفاقایی تو این سال افتاد که دل همگیمون رو به درد آورد ولی خوب امیدواریم در سال ١٣٨٩ همه چیز مرتب و روبه راه بشه . واسه ی همه ی دوستای خوبم آرزوی موفقیت میکنم و امیدوارم سال خوبی داشته باشین .
پ.ن : دوباره اصفهان پر از مسافر شد و آدرس دادنای ما هم شروع شد