حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
۳۸۴- تفاوت اساسی تحصیل در امریکا نسبت به ایران نویسنده: حمید و ... - شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩

الآن که دقیقا یک ماه از شروع کلاسا میگذره کاملا متوجه تفاوت اساسی بین دانشگاه های اینطرف با دانشگاه های ایران شدم ، منظورم از تفاوت ، تفاوتای تکنولوژیکی نیست ، منظورم طریقه ی پذیرش دانشجو و همچنین طریقه ی فارغ التحصیل شدنه ! توی ایران پوستمون کنده میشه تا وارد دانشگاه بشیم ولی وقتی وارد شدیم دیگه تقریبا همه چیز حله و با دو بار در ترم درس خوندن ( یکی میان ترم یکی پایان ترم ) مهندس و دکتر میشیم ایشالا. ولی اینجا خیلی راحت تر پذیرش میدن ولی تا روزی ۵-۶ ساعت مفید درس نخونی ول کنت نیستن ! تو این یکماه من دو تا کوئیز دادم ، یک امتحان ، سه تا تکلیف ، یک پروپوزال برای یک مقاله و یک پروپوزال برای یک پرژه ! اصلا خودمم باورم نمیشه تو این مدت کوتاه این همه کار ازمون کشیده باشن ناراحت. البته قبلا شنیده بودم که قیف دانشگاهای ایران نسبت به بقیه ی جاهای دنیا برعکسه ولی به عینه حس نکرده بودم که الآن دارم حس میکنم نیشخند.

 ولی رفتار و احترام اساتید و مسئولای دانشگاه اینقدر خوبه که آدم اصلا روش نمیشه درس نخونه ، مثلا من دیروز داشتم با یکی از دوستای دانشگاهیم حرف میزدم ، احساس کردم یک نفر از کنارم رد شد و سلام کرد ، رومو برگردوندم دیدم استادمونه ، اصلا فکرشو نمیکردم که استاد موقعی که من حواسم نیست بهم سلام کنه ، یا مثلا دیروز برای دیدن یکی از استادا رفته بودم تو اتاقش ، وقتی کارم تموم شد از پشت میزش بلند شد اومد با من دست داد و منو تا دم درب اتاقش همراهی کرد !

پ.ن۱: مرسی از دوستای خوبم که منو درک میکنین و با اینکه فرصت نمیکنم به وبلاگای خوشگلتون سر بزنم منو شرمنده میکنین و میان نظر میدین ، همه تونو دوست دارم ماچ

پ.ن۲: به شدت دلم هوای دوستای صمیمیمو کرده ، امیدورام حالشون خوب باشه

  نظرات ()
۳۸۳- شرایط تحصیل در خارج نویسنده: حمید و ... - یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩

امروز روز تعطیله و من یکم دارم نفس میکشم ، تا حالا تو عمرم اینقدر درس نخونده بودم ، یکی نیست بهشون بگه تازه دو هفته از کلاسا گذشته ، کوئیز واسه چی میگیرین !!!

بدبختی اینجاست که یک منبع خاص رو هم برای خوندن معرفی نمیکنن ، مثلا میگن فلان موضوعو برین رو اینترنت بگردین ، هفته ی دیگه کوئیز داریم ناراحت.  یکی دیگه از استادا اسم ۱۶ تا کتاب چاپ ۲۰۱۰ رو بهمون داده و گفته برین ۲ تاشو انتخاب کنین بخونین تا بعد بهتون بگم باید چیکار کنین ، یه سریشونو خودشم نخونده بود !

حالا درس خوندن از یه طرف سخته ، از طرف دیگه شرایط درس خوندن و گوش دادن به استاد تو کلاس هم سخته ، یکی دو جلسه ی اول که گذشت ، تازه عادت کرده بودم به صدای چیز خوردن دانشجو ها سر کلاس ، یکی چیپس میخوره ، یکی درب قوطی نوشابه باز میکنه ، خلاصه فضاییه واسه خودش . ولی این آخرین موردی که دیدمو نمیشه تحمل کرد ! در نظر بگیرین استاد در اوج درس دادنه و منم شش دنگ حواسم به استاد ، بعد یهویی دختری که جلوی من نشسته رو به دوست پسرش میکنه و یه چیزی یواش میگه و بعد به هم نزدیک میشن و شروع میکنن به بوس کردن !!!! آخه شما بگین تو این شرایط میشه درس فهمید ؟؟؟؟

پ.ن: منو همچنان ببخشید که فرصت نمیکنم بیام به وبلاگای خوشگلتون سر بزنم به خدا شرایطو که میبینین ، تو چه وضعیت و مشقتی دارم درس میخونم نیشخند ولی ایشالا جبران میکنم

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه