+ ۳۸۶- از عید تا ۱۳ به در

از اونجایی که خودمو مسئول میدونم که شمارو هم تو مشاهدات عینی که از اینجا دارم شریک کنم ، دیدم بد نیست که در مورد عید نوروز و سیزده به در یکم توضیح بدم. راستش ما غصه ی عید رو میخوردیم که حالا تو مملکت غریب هستیم و دور از وطن و اینا ولی وقتی برنامه های اینطرفو دیدم ، از غم و غصه ها کاسته شد نیشخند. اینجا همه ی ایرانیایی که میشناسیم ، پول رو هم گذاشته بودن و یکی از سالنای پذیراییه هتل هیلتون رو کرایه کرده بودن . یه DJ هم دعوت کرده بودن و دیگه بقیه ش هم که میدونین ! منم همچنان سر به زیر و مظلوم یه گوشه نشستم و غصه خوردم ناراحت. ولی دور از شوخی خیلی خوش گذشت جای همه تون خالی بود ، اگه یه همچین برنامه هایی هم تو ایران بود خوب میشدا !

و اما ۱۳ به در ! امسال ما دو تا ۱۳ به در برگذار کردیم ، اولیش روز شنبه بود که ایرانی های شهری که توش هستیم همه کنار یک دریاچه همون نزدیکیا جمع شدن و بساط کباب و جوجه کبابو راه انداختن . بچه های دانشگاهمون هم اومده بودن، حدودا یه ۲۰ نفری بودن ، کلی وسطی و استوپ هوایی و هفت خبیث و ... ( و دیگر بازی های سالم ) انجام دادیم نیشخند. دومین ۱۳ به در روز یکشنبه بود که خیلی وسیعتر بود و همه ی ایرانی های اطراف شهر دالاس تو یک پارک جمع شده بودن ، جمعیتشون یه چیزی حدود ۵-۶ هزار تا میشد ! اونجا اینقدر آدم نشسته بود که دیگه جای وسطی و تفریحات سالم نبود ولی به جاش یه DJ آورده بودن و تفریحات ناسالم میکردن نیشخند.

پ.ن۱: لحظه ی تحویل سال ما همچنان پایبند به رسم رسوم ، اینم مدرکش

پ.ن۲: دیروز دم خونه ی یکی از همسایه ها یک همچین صحنه ای رو دیدم ، اگه گفتین معنیش چیه ؟ یه راهنمایی : این سفیدا رول دستمال توالته

 

نویسنده : ... & Hamid ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٠