حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
۳۵- سالگرد ازدواج نویسنده: حمید و ... - شنبه ٢٧ دی ۱۳۸٢

Married Ceremony

دیشب نوزدهمین سالگرد ازدواج خالم با شوهر خالم بود ( البته نه اون خالم که دربارش صحبت کردم ) ، جات خالی اینقدر کیک خوردم که برگشتنه کسی نمیشناختم . البته مجلس خودمونی بود که روم شد هی بخورم ،  وگرنه اگه تو یه مهمونی بودیم که یه تیکه ی خیلی کوچیک ( اونم به زور صاحب خونه )‌ می خوردم . راستی میدونستی من نوه ی بزرگ فامیل مامانمم  ، واسه همینه که اینقدر هوامو دارن  . احتمالا الآن فکر میکنی چه آدم لوسی هستم  ولی باید بگم جبرانش تو فامیل بابام شده چون اونجا نوه ی دهمم  .

راستی دوباره موقع امتحانا شد و شما ستاره ی سهیل شدی ؟  ولی با این درسایی که این ترم گرفتی ، منم بودم ، واسه امتحان دادنمم به زور از خونه بیرون مییومدم . ولی قول میدم واست دعا کنم که نمره های آزمایشگاههایی که گرفتی ، نمره های دیگه رو جبران کنه ، چون واقعا میدونم چه درسای سختی دارین  .

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه