+ ۳۶- اقتصاد یا حقوق

Shirin Ebadi

فکر کنم دیگه بتونم اقتصاد یه کشور رو بگردونم ، آخه فردا امتحان اقتصاد داریم . با اینکه اصلا با درسش حال نمیکنم ولی مجبورم واسه اطلاعات عمومیمم که شده به صورت مفهومی بخونمش .

اول ترم استادمون گفت میتونین یه تحقیق اینترنتی در هر موردی که میخواین بیارین . تقریبا دو هفته به آخرای ترم مونده بود که یادم اومد میتونیم واسش تحقیق ببریم . دقیقا همون موقعی بود که خانم شیرین عبادی به خاطر مقالش جایزه ی صلح نوبل رو گرفته بود . منم از فرصت استفاده کردم و مقالشو از رو اینترنت پرینت کردم و روزی که باهاش کلاس داشتیم رفتم تو اطاق خصوصیش و تحقیقمو گذاشتم رو میزش ، گفت : این چیه ؟  گفتم : استاد این تحقیقمونه ، گفت : درباره ی چیه ؟ گفتم : مقاله ی خانم شیرین عبادی ، گفت موضوع مقالش درچه مورد ؟  گفتم : حقوق زن در جامعه ، گفت : درس ما درباره ی حقوق یا اقتصاد ؟  من که دیدم خیلی گیج بازی در آوردم ، واسه اینکه استاد به عقلمون شک نکنه  برگه ی اول تحقیق که اسم و مشخصاتم روش بود رو برداشتم و گفتم : استاد من واسه نمره گرفتن این تحقیق رو نیاوردم ، فقط به خاطر اینکه میدونستم از اینجور مطالب خوشتون میآد این کار رو کردم . یهویی دیدم قیافش مهربون شد  و با یه حالت شرمندگی  گفت : " خیلی ممنون ، حتما می خونمش ، اون برگه ای رو هم که برداشتین بذارین جاش " . منم که حدس میزدم تو رودربایستی ( یا به قول معروف تو رودرواسی ) یه همچین کاری بکنه ، برگه رو با حالت اکراه گذاشتم روی تحقیقمو بعد از تشکر از اطاق اومدم بیرون .      

خلاصه ی مطلب اینکه اقتصاد همون حقوق  .

نویسنده : ... & Hamid ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٢
تگ ها: خاطرات