حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
۳۷- رابط نویسنده: حمید و ... - چهارشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٢

Communicator

بالاخره امتحانامون به سلامتی تموم شد ! دیگه راحت شدم . تو این قسمت می خواستم یکم در مورد دانشگامون صحبت کنم .

میدونی که توی دانشگامون پر از استادِ ، و اینم میدونی که هر استادی ( به جز موارد استثنایی‌ )‌ یه رابط داره ، که حتما میدونی کار این رابط چیه . ولی احتمال میدم که رابطای هر استادی رو  نشناسی . ولی من تقریبا همه ی رابطای فنی (۱) رو میشناسم ، البته درسته به درد خودم نمیخوره ( چون من تو فنی (۲) هستم ) ، ولی بعضی وقتا به درد دوستام میخوره . البته اینکه من از کجا اینا رو میشناسم جریانش مفصله ولی همینو بگم که کاملا اتفاقی بوده . 

خلاصه اینکه اگه استادی جسارتی کرد و خواست حال گیری کنه ، کافیه فقط با رابطش صحبت کنی ، اونوقته که کارت حله .

البته میدونی که من بعضی وقتا بی ربط حرف میزنم ، این مورد هم شاید یکی از اوناست . 

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه