حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
۴۳- سورپرایز نویسنده: حمید و ... - سه‌شنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٢

Surprise

حسابی به خودم تبریک میگم ، واسه اینکه قبل از شروع ترم چشمم به جمال یار روشن شد  .  تموم خستگی هایی که سر انتخاب واحدم کشیده بودم ، در عرض چند ثانیه از تنم بیرون رفت .

دوستم گفت : میخوای سورپرایزت کنم ؟  منم که از سورپرایز کردن خاطره ی خوشی ندارم ،  گفتم نه .  گفت : پس سمت راستتو نگاه کن ، وقتی نگاه کردم دیدم شما اونجا ایستادین ، اونجا بود که دوباره از کلمه ی سورپرایز خوشم اومد .

حالا علت اینکه از این کلمه خاطره ی خوشی ندارم اینه :     

حدودا از یک هفته مونده به اینکه امتحانامون تموم بشه ( همین ترم ) ، مامانم بهم میگفت امتحاناتو که دادی یه سورپرایز واست دارم ، منم خوشحال از اینکه چه سورپرایزی میتونه باشه ، امتحانامو با شور و هیجان خاصی میدادمو لحظه شماری میکردم که تموم بشن . وقتی که بعد از آخرین امتحانم اومدم خونه ، به مامانم گفتم : سورپرایزی که واسم داشتی چیه ؟     مامانم گفت : از امروز بیشتر تو کارای خونه سهیم میشی . گفتم :  یعنی چی ؟  گفت : " مثلا از این به بعد لباساتو خودت اتو میکنی ،‌ هفته ای دو سه بار باید ظرفارو بشوری ، تازه میخوام طرز غذا درست کردنم بهت یاد بدم " . گفتم : این کارا واسه چیه ؟  گفت : واسه اینکه یاد بگیری تو خونه ی خودتم از این کارا بکنی . گفتم : قول میدم اونجا از این کارا بکنم ولی الآنو بی خیال ، گفت : اگه از الآن این کارا رو نکنی مطمئن باش بعدا هم نمیکنی . خلاصه هر چی کلنجار رفتیم فایده ای نداشت . آخر کار که دیگه نا امید شده بودم  گفتم : این کجاش سورپرایز بود ، گفت : بعدا میفهمی . 

خلاصه با تجربیاتی که روز به روز دارم کسب میکنم  تا یه دو سه هفته دیگه میتونم شوهر کنم .

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه