حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
۵۵- نشریه نویسنده: حمید و ... - سه‌شنبه ٥ اسفند ۱۳۸٢

دیروز وقتی دم در کلاسمون ایستاده بودم ، یه آقایی اومد جلو و بهم گفت : " سلام آقای ***** ، من فلانی هستم ، رئیس انجمن صنایع دانشگاه ،  ما شنیدیم که شما آشنایی کامل با Photoshop  دارین ، درسته ؟

من که داشتم از تعجب شاخ در میآوردم که این از کجا منو میشناسه گفتم : البته دوستان لطف دارن ، بله یه چیزایی بلدم .

گفت : " ما واسه اولین بار تو این دانشگاه میخوایم نشریه ای رو مخصوص صنعتگرای اصفهان وهمچنین مهندسین صنایع به چاپ برسونیم که احتیاج به یه طراح جلد و لوگو داریم ، شما اگه دوست دارین با ما همکاری کنین ، ساعت ۸ خیابون فردوسی ...  باشین " .

منم کلاس گذاشتمو گفتم : اگه ممکنه شماره تلفنتونو به من بدین ، اگه خواستم بیام باهاتون تماس میگیرم .  شماره تلفونشو گرفتمو اومدم . 

شروع کردم به فکر کردن که این از کجا منو میشناسه ؟  تا اینکه به این نتیجه رسیدم که احتمالا علی ( همونی که طراحی سایتو بهم پیشنهاد کرده بود ) منو به اینا معرفی کرده . بهش زنگ زدمو گفتم : تو به فلانی گفتی که من طراحی میکنم ؟  گفت : اینا صفحه هایی که طراحی کرده بودی رو دیدن و از من خواستن که من  تورو بهشون نشون بدم . گفتم مگه صفحه ها تایید شد ؟ گفت : " آره ؛ میخواستیم آخرای فروردین بهت بگیم که خودت تو سایت ببینی ولی حالا که دستمون روشد ، مجبور شدم بگم ". گفتم : چرا آخرای فروردین ؟ گفت : " چون اتمام کارِ سایت ، حداکثر تا پایان فروردین ِ " . 

خلاصه ، ساعت ۸:۱۵ خودمو رسوندم به محل قرار . اونجا ۲ تا از بهترین استادامون و۸-۹ تا از دانشجوهای ورودی ۷۹ و یه ۲-۳ تا ورودی ۸۱ حضور داشتن ( یکی از شریکای شرکت اینترنتی چاووش هم بعدا اومد ) . من زیاد وارد جزئیات قضیه نمیشم ، چون انشاء الله مجله که چاپ شد خودت میبینی ولی همینو بگم که هم از کار و هم از خود اعضای گروه خیلی خوشم اومد .

راستی ، هم اکنون که اینجانب دارم این یادداشتو مینویسم ، از شدت گلو درد حرف زدن یادم رفته ، فکر کنم یکمم طب داشته باشم ، احتمالا دکتر باید یکم سوراخ سوراخم بکنه تا خوب بشم . 

ساعت ۹ اومدم که این یادداشتو Upload  کنم منتها هر کاری کردم سایت پرشین بلاگ باز نشد ، این بود که الآن گذاشتمش . تو این فرصت رفتم دکتر ، ۲ تا ۶.۳.۳ بهم داد . دیدی گفتم تا این دکترا سوراخ سوراخم نکنن دست بردار نیستن .              

 

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه