حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
۸۷- جریمه نویسنده: حمید و ... - چهارشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸۳

Jarime

تا حالا جریمه شدی ؟  خوب معلومه نه ، چون معمولا خانوما قانونو رعایت میکنن . ولی من در ۲ هفته ی اخیر ۳ بار جریمه شدم   .

بار اول : میخواستم برم دنبال مامانم ، چون خیلی دیر شده بود ، کوچه ی پپسی کولا رو یه طرفه رفتم ، تقریبا وسطای کوچه که رسیدم جناب سروان با اون دفترچه ی زیباش جلومو گرفتو شروع کرد به نوشتن (۱۰۰۰۰ تومان ) . 

بار دوم : میخواستم برم عکسای خواهرمو از عکاسی تندیس بگیرم و سریع ببرم اداره ی گذرنامه ، این بود که مجبور شدم ماشینو زیر تابلوی توقف ممنوع پارک کنم ، آخه اینقدر ماشین اونجا پارک کرده بود که اگه تو هم بودی فکر میکردی تابو حرکت ممنوع اونجا گذاشتن . خلاصه ، عکسارو با سرعت گرفتمو اومدم ، وقتی داشتم به ماشین میرسیدم ، دیدم دوباره جناب سروان دارن لطف میفرمان و شمارمو یادداشت میکنن ، خودمو رسوندم بهشو گفتم : جناب سروان دانشجویی حساب کن . یه نگاهی به من کرد و گفت : میخواستم ۱۵۰۰۰ تومان بنویسم ، ولی چون پسر خوبی هستی ۵۰۰۰ بیشتر نمینویسم .

بار سوم : اینبار اصلا عجله نداشتم ، حتی خودمم تو ماشین بودم ، سر سه راه حکیم نظامی تو ایستگاه تاکسی پارک کرده بودم و منتظر یکی از دوستام ( داوود ) بودم . آخه اصلا ۲ تا تاکسی اونجا بود ، یعنی من اصلا مزاحمشون نبودم . حواسمم بود که یهو پلیس نیآد ، که یهو یکی از این راننده تاکسی های گریپ اومد کنار ماشین و شروع کرد نصیحت کردن ما که چرا ماشینو گذاشتم اینجا ، همینطور که داشتم به حرفاش گوش میدادم ، یکی از این بنز الگانسا اومد از بغلم رد شد و یکم جلوتر از ماشین من ایستاد ، بعد تو بلندگوش گفت : راننده ی پراید بیا اینجا . از ماشین پیاده شدم و با صورتِ کش اومده رفتم برگه جریمه ی ۱۰۰۰۰ تومانی رو گرفتم ، میخواستم بقیه ی جریمه هارو واسش بیارم و بهش بگم ارزون بده مشتری بشیم . اون لحظه اینقدر عصبانی بودم که انگیزه ی قتل راننده ی تاکسی فراهم شده بود ، پیره مرد بدبخت رفته بود مثل موش تو تاکسیش نشسته بود ، مثل اینکه فهمیده بود ممکنه کشته بشه  .

خلاصه تو این چند روز اخیر ، ترمز هم که میآم بگیرم ، میگم نکنه اشتباه ترمز گرفتم .

 

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه