حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
۸۹- مکافات عمل نویسنده: حمید و ... - شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۳

من تا امروز فکر میکردم نسل پفک نمکی مینو منقرض شده  ولی وقتی امروز دستِ تو دیدم ، فهمیدم کارخونش هنوز امیدوارانه پفک تولید میکنه . 

واما درمورد اتوبوس ، اگه گفتی چرا سوار اتوبوس ِ پر شدم ؟   آخه یادم اومد ، اون روز ( یادداشت ۷۴ ) من تو اتوبوس نشسته بودم که تو و دوستت اومدین بالا و بعد پیاده شدین . خواستم جبران ِ این بشه که اون روز من پیاده نشدم . ولی یکم تقلب هم کردما ، چون نصفِ راه رو ، رو میله نشسته بودم البته زیاد هم خوش نگذشت ، چون وقتی بلند شدم دیدم نصف میله نیست 

راستی بزنم به تخته ، حداقل از دفعه ی قبل که دیده بودمت کوچیکتر نشده بودی  .     

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه