حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
۹۱- اسیلوسکوپ نویسنده: حمید و ... - چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳۸۳

Oscilloscope

امروز آز- فیزیک۲ داشتیم ، آزمایشی که این هفته باید انجام میدادیم ، اندازه گیری طول موج بوسیله ی دستگاه اسیلوسکوپ بود . از بدشانسی من همگروهیام نیومده بودند و من مجبور بودم برم تو یه گروهی که تعدادش کمتره . چشمت روز بد نبینه ، تنها گروهی که تعدادشون ۳ نفر بود ، گروه ِ لاتای نجف آباد بود  . منم مثل این بچه مظلوما رفتم یه صندلی برداشتم و نشستم کنارشون . 

درحینی که استاد در حال درس دادن بود ، ۲ نفر از این آقایون همینطور به دکمه های این دستگاه وَر میرفتن و یه چیزایی به همدیگه میگفتن . مثلا یکیشون با همون لحجه ی غلیظ نجف آبادی  میگفت : " اوی اِگه بزنیم رو میز خط سبزا بالا و پایین میره " . اون یکی میگفت :" تازه اگه بزنی تو سرش ، راه میافته " . اون یکیشون هم که مثلا درس خون بود ، یه طوری به استاد نگاه میکرد که انگار داره عربی درس میده .

وقتی درس دادن ِ استاد تموم شد ، همه ی بچه ها شروع به انجام آزمایش کردن ، منم چون حوصله ی سر و کله زدن با اینا رو نداشتم ، همینطور نشستم ببینم اینا چیکار میکنن ، بعد از اینکه کلی به دستگاه ور رفتن و به قول ِ خودشون دستگاه رو نیمه سوز کردن و به هیچ نتیجه ای نرسیدن ، اون درسخونشون رو به استاد کرد و گفت : " آبجی یه لحظه بیا اینجا " !!!!!! .

اون روز اولین روزی بود که تونستم جلو خندمو به زیبایی بگیرم ، دلم میخواست از ته دل بخندم ، کم مونده بود بگه " ضعیفه پاشو بیا کارت دارم " . خلاصه استاد اومد و یه یک ربعی به دستگاه ور رفت تا بالاخره راه افتاد ، همین که اومد بگه درست شد ، یکی از این لاتا ، یکی از پیچای تنظیم رو تا ته چرخوند و بعد به استاد گفت : " حاج خانم بذارینش رو عدد ۲ تا سر راس بشه " !!!  این دفعه دیگه نتونستم خندمو کنترل کنم ، انگار اومده هندونه بخره که میخواد سر راس بشه . استادمون گفت : " من یک ربع داشتم به این ور میرفتم تا تنظیم بشه ، چرا خرابش کردی ؟ "  پسره که دید انگار خیلی ۳ کرده ، مثل این بذهکارا سرشو پایین انداختو  گفت : " نیمدونسم ایجوری میشه " . 

خلاصه امروز هیچی از آزمایش نفهمیدم .   

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه