حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
۹۳- افسون سبز نویسنده: حمید و ... - شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸۳

Afsoon Sabz

دقیقا چهار روز پیش ، وقتی میخواستم بعد از نهار یکمی بخوابم  ، طرح روی جلد رمانی که دستِ خواهرم بود نظرمو جلب کرد . کتابو با هزار بد بختی و قربون صدقه ازش گرفتم که فقط ۲ صفحه اش رو بخونم ، ولی وقتی به خودم اومدم دیدم صفحه ی ۱۰۲ کتاب هستم   . چشمام از شدت خستگی میخواست شیفتشو با دماغم عوض کنه ، مغزم دیگه دستور نمیداد ، فرمان از یه جای دیگه ی بدنم صادر میشد . ولی از هر جایی که فرمان صادر میشد بالاخره دلش برام سوخت و اجازه داد که بخوابم . وقتی از خواب بیدار شدم ، مثل اینکه یه چیزی گم کرده باشم ، بلند شدم و دوباره رفتم سراغ  رمان .  خلاصه در عرض ۲ روز من این کتاب ۴۳۰ صفحه ای رو تموم کردم .

راستشو بخوای ، من زیاد وقت واسه کتاب خوندن نمیذارم ( میدونم که این کارم خیلی اشتباه ) ، ولی این کتاب با بقیه فرق داشت ، آدمو جذبِ خودش میکرد ، از همه مهمتر اینکه املای ۳-۴ تا کلمه ی سخت رو هم یاد گرفتم  ( مثلا : مستأصل ، مصدع اوقات ، ... ) .

اسم این رمان ، همونطور که اون بالا هم نوشتم (( افسون سبز )) ، که کاری از خانم تکین همزه لو هستش . این کتاب در سال ۸۱ با تیراژ ۴۰۰۰ نسخه به چاپ رسیده که بعد از یک ماه چاپ مجدد شده . من توصیه میکنم که حتما این کتابو بخون ، چون نکته های بسیار زیبایی به صورتِ ماهرانه توش گنجانده شده ( نقطه سر خظ ) اگر هم اطلاعاتِ بیشتری در مورد این رمان میخوای ، میتونی یه سری به این آدرس بزنی : http://www.shadan-pub.com 

راستی اون بالا گفتم طرح جلد ، یاد این همه نظری که در مورد طرحم داده بودی افتادم ، واقعا شرمندم کردی که این همه منو تحویل گرفتی ، نظراتت اینقدر زیاد بود که ۸۰ گیگ حافظه ی کامپیوترم پرشد . از این به بعد مراعاتِ کامپیوتر منم بکن .

البته بهت حق میدم ، چون تو برد گروه های دیگه نزدن ، ولی تو انجمنتون میفروشن ، حداقل اگه نمیخواستی بخری ، یه نگاه کوچیک بهش میکردی  .

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه