حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
۹۵- داوود (۱) نویسنده: حمید و ... - چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۳

همونطور که قبلا هم گفتم ، داوود یکی از بهترین دوستای دوران راهنماییمه ، که تو دانشگاه خودمون مواد- متالورژی میخونه . متأسفانه این ترم ساعتای کلاسامون اصلا به هم نخورد ، به جز چهارشنبه ها که با هم محاسبات عددی داریم . 

حدودا اوایل ترم وقتی سر کلاس محاسبات نشسته بودیم ، استاد از متلکی که یکی از بچه ها بهش انداخت ، ناراحت شد و خواست از کلاس بره بیرون که یهو داوود بهش گفت : " استاد، نمیشه که هرکی که یه متلک میگه ، شما قهر کنین و برین !! " 

استاد یه نگاه عمیقی به داوود انداخت و گفت : " مگه عروسک بازیه که قهر کنم ؟ "  داوود گفت : " نمیدونم "  .  بعد استاد دوباره شروع کرد به درس دادن .

از اون روز به بعد وقتی استاد حضور و غیاب میکرد ، به فامیلی داوود که میرسید ، یه لبخندی بهش میزد و رد میشد .

( این قسمتو تو پرانتز داشته باش )‌ : چند شب پیش با هم ( من و داوود ) رفته بودیم خونه ی دانشجویی یکی از دوستامون ، خیلی خوش گذشت ، مخصوصا با فال عاشقانه ای که یکی از بچه ها واسم گرفت ، دیگه بیشتر خوش گذشت . نوبت داوود که رسید ، بهش گفت : " یه اتفاقی تو این هفته واست میافته که اشکت در میآد " ، همگی بهش خندیدیم ( خودشم میخندید ) . 

راستی یه چیز مهم یادم رفت بگم ، اونم اینکه ، این آقا داوود ما دست هر چی بدشانس از پشت بسته ، یعنی تو بدشانسی حریف نداره .

دیروز ، موقع برگشتن ، با یکی از دوستاش میشینن رو این ۲ تا صندلی سینماییا که اول اتوبوس گذاشتن . توی راه بحث از استاداشون میشه ، که کی خوبه و کی بده ، داوود هم شروع میکنه از این استاد محاسبات بد گفتن ، حدود یه ۲۰ دقیقه ای از این آقا واسه دوستش درد دل میکنه  . وقتی میخواستن از اتوبوس پیاده بشن ، یهویی داوود  میبینه استادمون از اون موقع تا حالا پشتِ سرش بوده    ....     

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه