حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
۱۰۲- دندون نویسنده: حمید و ... - چهارشنبه ٦ خرداد ۱۳۸۳

Tooth

اول یه تاریخچه ای در مورد دندونام بگم ، بعد این یادداشتو شروع میکنم :

من کلا ۲ بار رفتم دندون پزشکی ، دفعه ی اول : ۲ تا دندونای شیری جلوییم که افتاده بود ، از بس با لثه هام سیب خورده بودم ، سفت شده بود و در نمیومد . بی دندون رفتم تو مطب ، با دندون از مطب خارج شدم . دفعه ی دوم : یکی از دندونای آسیاب بالاییم یه تیکش شکست ، که مجبور شدم برم پرش کنم . 

یه چند روزی بود که وقتی آب سرد یا چایی داغ میخوردم ، یکی از دندونای آسیاب بالام درد میگرفت ( منم حساس ) .

چون میدونستم تا برم پیش دکترم بهم میگه برو عکس بگیر ، منم پیش دستی کردم و رفتم تو یکی از این رادیولوژی آ تا عکس بگیرم . یه خانمی که تقریبا ۳۰ ساله به نظر میرسید مسئول عکس گرفتن بود ، وقتی نوبت من شد ، منو برد تو اتاق و سرمو گذاشت بین یه دستگاهی و خودش رفت بیرون ، بعد فیلمی که توی دستگاه بود ۱۸۰ درجه ( از این گوش تا اون گوش ) چرخید و عکسو گرفت . چند ثانیه بعد همون خانم اومد و منو از اون وضعیت نجات داد ، وقتی داشت میرفت ، بهش گفتم : " عذر میخوام خانم ، وقتی داشتین عکس میگرفتین ، من پلک زدم ، طوری نیست ؟ " یه نگاه عاقل اندر سفیهی به من کرد و گفت : نه ، مهم نیست . 

بعد از چند دقیقه که نشستم ، عکسو آورد ، همینطور که داشت از من مشخصاتمو میپرسید ، من عکسو از تو پاکت در آوردمو با یه حالتِ تعجب گفتم : " این که سیاه شده " !!!!! 

خانمه اگه تا اون موقع شک داشت که من عقب افتادگی ذهنی دارم یا نه ، اونجا مطمئن شد که دارم  . این دفعه با حالتِ ترحم گفت : " نه ، سیاه نشده ، باید تو نور بگیرین تا معلوم بشه "

خلاصه ، عکسو برداشتمو رفتم پیش خانم دکتر ( یکی از دوستای مامانمه )  . خانم سوادکوهی وقتی عکس دندونامو دید گفت : چه دندونای خوشگلی داری ، هیچیشون نیست ، فقط باید جرم گیری کنی " بعد ادامه داد " فقط یه مشکلی داری ، اونم اینه که باید دندونای عقلتو هرچه زودتر بکشی  "  گفتم : چرا ؟ ، گفت : " عکسو ببین " ، وقتی عکسو نگاه کردم ، دیدم دندونای عقلم به جای اینکه عمودی در بیاد داره افقی در میآد . 

ما که عقل درست و حسابی نداشتیم ولی اگه یه چند وقت دیگه دیدی بدتر شدم ، بدون اون یه ذره عقلی هم که داشتم ، کشیدن .       

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه