حمید و ...
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      حمید و ... (؟)
۱۰۷- فرمت نویسنده: حمید و ... - دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۳

اون طوری که نباید میشد ، شد  . ۴ تا از درایوام به علتِ ویروس بیش از حد ، عمرشونو دادن به شما و به رحمتِ ایزدی پیوستن ، که ۲ تا از این درایوا ، درایو C وD بود که روش ویندوز 98 و XP  نصب بود . منم چون  از هرچی ویروس بود خسته شده بودم ، همشونو فرمت کردم . این بود که مجبور شدم همه چیزو دوباره نصب کنم .

راستی شنیدم که بچه ها رو خیلی دوست داری ، مخصوصا اینایی که با مامانشون تو اتوبوس دانشگاه میشینن  .

دیگه عصر ، عصر اینترنتِ و اطلاعات و از اینجور حرفا ، خبرا سریع السیر میرسه . اوناییشو که میشه اینجا نوشت ، مینویسم ، اوناییشم که نمیشه نوشت ، تو دلم نگه میدارم که اگه بعدی وجود داشته باشه ، به خودت بگم .  

  نظرات ()
مطالب اخیر ۴۱۶- Krakow ۴۱۵- در سوگ تو (۱) ۴۱۴- چشم و نظر ۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم ۴۱۲- فلوریدا (۲) ۴۱۱- فلوریدا (۱) ۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو ۴۰۹- واشنگتن ۴۰۸- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۲) ۴۰۷- کنسرت ابی و شادمهر عقیلی (۱)
کلمات کلیدی وبلاگ خاطرات (۱٢٢) عمومی (۱٠٧) سخنی از بزرگان (٦٦) رومینا و حمید (٤٤) مناسبت ها (۳٥) زندگی در امریکا (۱٥) طنز تصویری (٩) با هنرمندان (٧) تحصیل در امریکا (٦) کار در امریکا (٥) ورزشی (غیرمتعارف) (٤) سفر (٤) قرار وبلاگی (٤) کنسرت (٢) اپلیکیشن آیفون (٢) لاتاری گرین کارت (۱) پدر (۱)
دوستان من خانه دلتنگ غروبی خفته بود برای امروز، فردا و همیشه ام من به پایان دلم نزدیکم دیگه هرجور میدونی ابهامات یک حوا من و من ... کلبه ی ویوارا دو تاسوگلی روزهای من دنیای آبی سانتاماریا بهشته آبی سلاله نه گفتنی آموزشی فرمول ساز دو کلمه حرف حس یک زن حس زندگی مهندس کوچولو رد پای زندگی... برای فردای حافظه ام گاه نوشته های یک سحر دلتنگی های من خودم وسایه