۳۷۲- برداشتهای ثانویه

 

آقا اینجا چیزی به اسم گردگیری ندارن (‌ قابل توجه خانمای خانه دار ) من تو طول این مدتی که تنها زندگی کردم جدی فهمیدم خانما تو خونه خیلی کار میکنن . تا قبلش میدونستم که زحمت میکشن و خانه داری میکنن ولی وقتی خودم دستم اومد تو کار تازه فهمیدم جدی جدی کار خیلی سختیه و فراتر از اون چیزیه که فکر میکردم ، از همه ی این کارا سخت تر گردگیریه ! هنوز ۲ روز از گردگیری نگذشته باز خاک نشسته و آدم احساس میکنه چه کار پوچی انجام داده نیشخند . اینجا اینقدر خاک نیست که کف کفشای من همیشه تمیزه تمیزه در حدی که انگار همین الآن کفشو شستم .

اینجا پارکینگاشون مجانیه ، و بهترین جای پارک ها مال افراد معلوله ، جالبه که خیلی خیلی بهشون توجه میشه و جایی نیست که به خاطر شرایط فیزیکیشون نتونن برن .

اینجا هر کدوم از عابر بانکاشون یک شکله نیشخند تازه نباید کارتتو جایی وارد کنی ، باید کارتتو بکشی ، عین وقتایی که تو فروشگاه کارت میکشن . در ضمن یه تعداد دکمه ی اضافی هم داره که زیاد به دردم نخورد نیشخند.

اینجا دستشوییاشون شیر واسه شستشو نداره ، یادتون باششه اگه خواستین به اینور آب سفر کنین حتما یه آفتابه تو چمدونتون جا بدین عینک.

اینجا هر روز صندوق پستیشونو چک میکنند ، جالبه که هر روز هم نامه دارن مژه.

اینجا پمپ بنزیناشون با هم در رقابتن ، به همین دلیل یهو ۴ تا پمپ بنزین سر یک چهارراه کنار هم کار میکنن .

اینجا بسیار جایگاه زن بالاست ، در واقع همونجایی که باید باشه .

دیروز با مدیر گروه صنایع دانشگاه UTA قرار ملاقات داشتم ، با خودم گفتم دفعه ی اوله که میریم دانشگاه یه تریپ رسمی بزنم ، از وقتی وارد دانشگاه شدم و محیط رو دیدم تا اون موقع که خارج میشدم احساس ناراحتی میکردم که چرا من تریپ رسمی زدم ، آخه همه شون تریپ پیک نیک اومده بودن ، پسرا ۹۰ درصد با شلوارک ، دخترا هم تقریبا باید بگم شرت پوشیده بودن ، تازه این تریپ رسمی که میگم شلوار جین مشکی با کفش مشکی اسپرت و پیرهن بود ، یهو فکر نکنین با کت شلوار رفتم ! ولی با اینحال میگفتم کاش با لباسای تو خونه م اومده بودم نیشخند .

پ.ن: بابا به خدا من از فکر رومینا اومدم بیرون ( قابل توجه دوست عزیزی که در یک کامنت خصوصی از من خواسته بودن بهش فکر نکنم ) تنها چیزی که ازش مونده یک عشق مقدسه که تا آخر عمر فراموشش نمیکنم. ولی بیشتر دوست دارم بدونم شما که رومینا رو میشناسین چه شکلی با این وبلاگ آشنا شدین ؟

/ 16 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سهراب

منهم اول فکر کردم با کت شلوار رفتی[چشمک] متاسفانه چیزی از رومینا نمیدونم از بس که دیر با اینجا آشنا شدم.

سوگلی

سوال سخت میپرسی !! رومینا رو یادمه ولی اصلا یادم نمیاد چه جوری باهات آشنا شدم !! اگه راست میگی تو بگو ببینم یادته ؟؟؟[سوال] واقعا گفتی گردگیری داغ دلم تازه شد ،بد بختی اینه که من تحمل گرد و خاک رو ندارم ...

سوگلی

دستشویی بدون شیر آب[ابرو]

سوگلی

دستشویی بدون شیر آب؟؟[ابرو]

ناشناس قبلی

ای بابا من از ابتدا می دونستم که این خارجیا کثیفن برا همین نمیرم اونجا دیگه

مرضی

[خنده] خوش به حالت [گل]

بهداشتی

yani asheghetam ., lol

پریا

سلام من الان با وبلاگتون اشنا شدم به طور اتفاقی واسه گذشته شما متاسفه ام و لی منم همین شرایط تجربه کردم امیدوارم همیشه شاد و سربلند باشی

رومينا

سلام ... من رومينا هستم وقتي سايتت رو ديدم خيلي شكه شدم منم روزي حميدي داشتم كه همه چيزم بود ... الانم هست اما اشتباه من اين بود كه من وقتي عاشق حميدم شدم كه نامزد كرده بودم [گریه][گریه][گریه] خيلي حميد و دوست دارم و هميشه با ديدن اسمش توي ليست ياهو مسنجرم وسوسه ميشم كه بهش پيام بدم اما جلوي خودمو مي گيرم ... من نمي خوام آزارش بدم بخدا راست مي گم من و حميد همديگرو دوست داشتيم .. حميد خيلي ماه بود خيلي من چيز زيادي در مورد شما نمي دونم ... فقط خواستم بدونين توي اين دنيا حميد و رومينايي هم جز شما بودن [ناراحت]

رومينا

نه حسين نامزدم نيست ... اونا دوستاي چت رومم هستن ... حامد هم يكي از بچه هاي چته كه دوست داره داستاناشو توي وب لاگ بنويسه و منم گذاشتم توي وب من اينكار و بكنه حميد ديگه پيش من برنمي گرده ..... كاش نامزد نداشتم ... خيلي اوقات آرزو مي كردم كه مجرد بودم و به حميد مي رسيدم [گریه][گریه] از دوري حميد دارم دق مي كنم اما تحمل مي كنم ... همين كه بدونم خوشبخته و خوشحال برام بسه ... عشق ما موندني ميشه چون هيچ وقت به هم نمي رسيم ....... كه اي كاش مي رسيديم [ناراحت]