۳۲۱- اولین روز کاری

فکرشو نمیکردم که کار کردن اینقدر از اینترنت دورم کنه مخصوصا الآن که اینترنت  کارخونه قطع شده و احتمالا تا چند ماه آینده هم  وصل نمیشه .

 

ممنون از تبریکاتی که گفتین ، راستش من از روز دوم مهر به طور رسمی مشغول به کار شدم ، اگه بخوام عنوان دقیق سمتی که بهم دادن رو بگم ، اینطوریه : (( کارشناس برنامه ریزی)) البته این عنوانیه که تو چارت سازمانی جلوی اسمم نوشتن ، اگه به صورت خودمونی و ساده شو بخواین ، باید بگم مسئول پیگیری و تحقیق درباره ۳ تا پروژه ای که در حال حاضر در برنامه ی کاری کارخونه قرار داره شدم تا گلوگاه های کاری رو مشخص کنم که با برنامه ریزی دقیقتر و هزینه ی کمتر تولید رو افزایش بدیم . ۳ تا پروژه ای که شرکت دست اندرکارشه از این قراره : ۱- پایپینگ یا همون لوله سازی برای سنندج و کرمان ۲- تولید هارپ برای نیروگاه ها ۳- ساخت فلش تانک های صنعتی به درخواست مشتری

 

اینم توضیح مختصری بود که میتونستم در مورد کارم بدم ، فعلا که راضی هستم ، حالا تا چی پیش بیآد

ساعت کاری هم از ۷:۳۰ صبحه تا ۵ بعد از ظهر ، البته پنجشنبه ها تعطیله ولی وقتی از راه میآم تقریبا مرده م میرسه خونه ، فقط چشمام رختخوابمو میبینه ، یه راست میپرم توش ، وقتی هم که از خواب بیدار میشم یه چیزی میخورم ، یکم تلوزیون نگاه میکنم ، اگه فرصت بشه ( که نمیشه ) با دوستام میرم بیرون تا اینکه دوباره احساس خواب آلودگی بهم دست میده واسه همینه که دیگه فرصت رسیدن به کارای همیشگی رو پیدا نمیکنم  .

 

دوستام هم از دستم شاکی شدن ، چون من که همیشه پایه بودم واسه ی هر برنامه ای ، الآن از بس که خسته میرسم خونه ، حس و حال هیچ کاری رو ندارم ، البته احساس میکنم اولش اینطوریه ، احتمالا کم کم عادت میکنم .

 

چند شب پیش که با بچه ها رفته بودیم پارک ، من رفتم از دکه ای که نزدیکمون بود یه مقدار خوراکی بخرم که دیدم یه آقایی روبروم سبز شد و گفت : چیزی میخوای ؟ از قیافه ش فهمیدم که به شدت معتاده و منظورش اینه که اگه مواد میخوام میتونه واسم جور کنه ، منم که دیدم جثه ش خیلی کوچیکه و میشه از پسش بر اومد ، گفتم : شیشه داری ؟ اومد جلوتر و خیلی آروم گفت آره ، چقدر میخوای ؟ گفتم : متری چنده ؟

 

وای که صورتش دیدنی بود وقتی اینو گفتم ، بیچاره راهشو کشید و رفت ولی خداییش دسترسی به انواع مواد مخدر خیلی آسون شده ها !!!

 

پ.ن : ببخشید اگه وقت نمیشه به بلاگای قشنگتون سر بزنم ولی باور کنید دارم خودمو با شرایط وفق میدم که بتونم از وقتم به نحو احسن استفاده کنم ، فقط یکم طول میکشه

/ 19 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاضل

ممنون که به من سر زدی آقا حميد.

فاضل

ممنون.درست فهمیده بودم نه؟منتظر جوابت هستم.اين شيرينی که همه ميگن قضيه اش چيه؟

صادقانه

در نهفته ترین باغ ها دستم میوه چید و اینک شاخه نزدیک از سر انگشتم پروا مکن بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست عطش آشنایی است سهراب سپهری میزبان شما:صادقانه

فاضل

يعنی انقدر سرت شلوغ که وقت نمی کنی حداقل ۳.۲روزی يه بار به ما سر بزنی.

سوگلی

سلام تبريک ميگم هم به خاطر کار و هم عيد فطر

فاضل

نظر قسمت ۳۲۰ـآرش رو بخون .بهش گفتم به وبلاگت سر بزن.يکی دو روز ديگه واست ايميلش ميکنم.ممنون.

فرناز

سلام حميد جون خواستم تولدتو تبريک بگم و اينکه خيلی خوشحالم که مشغول به کار شدی و از کارت راضی هستی... اين مدت اتفاقايی افتاد نشد بهت سر بزنم نذاری پای بی معرفتی ها به هر حال اميدوارم که: نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز راستی ما اسفند علوم پايه داريم دیگه رفتم سال ۳ آجی فرنازت دیگه بزرگ شده ها موفق باشی داداش گلم

مرضی

تبريک می گم انشالله موفق باشی می گم که کار سختی بهت دادن راستی بگو که برای کارت به اينترنت احتياج داری تا مشکلت حل بشه آخه دلمون تنگ شده بود براتون

nima

سلام دوست عزیز شما توسط سیستم تبلیغات ما انتخاب شدید که تبلیغات کنید و از این طریق کسب در آمد کنید ، با این شیوه بسیار ساده تنها کافی است ثبت نام کنید و کدی که به شما داده می شود را در وبلاگ خود قرار دهید ، لطفا در آدرس زیر ثبت نام کنید و جزییات را مطالعه کنید http://ads.fascript.com