۳۷۱- حق و حقوق

 

احساس میکنم هرچی اینجا در مورد زندگی در امریکا بنویسم ، خواننده ها فکر میکنند که من هنوز نیومده خودمو گم کردم و نمیدونم که ایرانی هم وجود داشته ! در حالی که دوست دارم به من به چشم همون حمیدی نگاه کنین که ۲۷ سال از عمرشو تو ایران زندگی کرده و با تک تک مسائل ایران آشناست و از نزدیک حسشون کرده و هنوز هم عاشق ایران و ایرانیه .

همه مون میدونیم که تو ایران از یک سری حق و حقوق محروم هستیم که خوب تقریبا همه باهاش کنار اومدن و یه چیز عادی شدی ، صحبت منم در مورد اون حق و حقوق نیست ، صحبت من مربوط به حق و حقوقی میشه که ازش بی خبریم و وقتی که وارد امریکا میشیم تازه میفهمیم که این چیزا جزو حق و حقوقمون بوده و نمیدونستیم نیشخند . مثلا کوچکترینش تو بحث رانندگیه ، ما تو ایران اصلا حق و حقوق همدیگه رو رعایت نمیکنیم ، به عابر پیاده توجهی نمیکنیم ، بوق زدن رو یه امر طبیعی میدونیم ، به تابلوهای راهنمایی رانندگی اونطور که باید احترام نمیذاریم . قصد شعار دادن ندارم ، چون تو ایران که بودم خودمم همین کارارو میکردم و فکر میکردم کار درستی رو دارم میکنم چون بقیه هم مثل من بودن ولی اینجا کافیه به یکی از این موارد بی تجهی کنی ! اول از همه شخصیتت جلوی بقیه میره زیر سئوال و همه به چشم بی فرهنگ به آدم نگاه میکنن و بعد هم با قانون طرفی .

من هنوز نتونستم این برخورد دوستانه و صمیمی امریکایی هارو واسه خودم تعریف کنم ، از پیاده رو که رد میشی از هر ۳ نفر یک نفر باهات سلام علیک میکنه و میگه روز خوبی داشته باشی تعجب . تو ایران به این پیرمردا که سلام علیک میکنی فکر میکنن میخوای مسخره شون کنی ، تازه یه ۳-۴ تا فحش هم بهمون میدن ولی اینجا تقریبا ۴۰ درصد افراد با هم سلام علیک میکنن و اگر هم نکنن حتما یک لبخند رو به هم میزنن .

من که هنوز گرمم و نفهمیدم که اومدم امریکا ، وقتی از خونه میرم بیرون فکر میکنم دارم فیلم میبینم ، چون همه چیزاش مثل تو فیلماست ، پلیساشون ، ماشیناشون ، خونه هاشون ، و مهمتر از همه هوای پاک و صافشون . خوشبختانه اینجا یه دریاچه ی تقریبا بزرگ داره که میتونه جای خالی زاینده رود رو تا حدودی برام پر کنه و اینقدر خوش آب و هواست که دوست داری ساعت ها به این آب خیره بشی و نفس عمیق بکشی .

پ.ن: به محض اینکه چیز غیر عادی دیگه ای دیدم خبر میدم نیشخند

/ 16 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
elhaaam

ishalla ke hamishe khosh begzare behet asan didi yero0z o0madam to 2a kon man paziresh begiram aslan 2taei gho3ye nadidane adelo mikhorim

• پسری با کفشهای کتانی •

یعنی اونجا دستی بکشی کلی آدم معروف میشی؟!! [نیشخند] حال و احوال اینترنت اونجا چه جوریه ؟! چند صد مگ داری تو خونه پسر؟! [چشمک]

فرزانه

سلام اره عروسی ام 14مهر بود[لبخند] عروسیت دعوت کن بیام امریکا[بغل]

سوگلی

چه با مزه و جالب !!!!!!! اینجا چه قشنگه ... توی ایران اگه بخوان فرهنگ سازی کنن و فرهنگ کلا تغییر کنه ،فکر میکنم برسه به زمان نوه هامون !! طوری مینویسی که روی من هم تاثییر میزاره و انگار خودمم که این همه اشتیاق دارم .. همیشه خوش باشی و همیشه همه چی برات جالب باشه حمید عزیز...

روشنک

به به دوست قدیمی.چقدر خوب کردی که اومدی و یادم انداختی اون قدیمهارو :) می‌بینم که بچه خارج شدی و اینا :دی امیدوارم هر جا هستی موفق و سلامت باشی و پله های ترقی رو هی طی کنی :) حمید اون بخش دوم اسمت کو پس؟:(

روشنک

جواب سوالمو پیدا کردم با خوندن پستای قبلی.سرت سلامت داداش

وانیا

درود ایرانیه عزیز مثه اینکه من سریه قبل چژکی وبتو نگاه کردم ولی مهم نیست توهم اصفهانی هستی خ.شحالم اینجا ایران برایم سرابی است که هرلحظه از او دورتر میشوم اما به خود فرا داده ام که چنگالم را همچون عقابی تیز کنم تا از دست ندهم ایرانم را اینجا من عادت دارم هرجا که وارد میشم سلام کنم بخصوص تاکسی که زیاد استفاده میکنم اما تنها شاید یکبار جواب سلام وخسته نباشیدم رو دریافت میکنم اما روز بعد باز هم سلام میکنم خودم که احساسه خوبی دارم

وانیا

سلام قسمت اعظم وبلاگتو خوندم خواستم نظر بذار دیدم کل صفحه ژر میشه ایمیلتو لازم دارم

راز

سلام.احوالات؟ منم دانشجوی برق نجف آباد بودم.ورودی 82 گذشته ها گذشته حالو بچسب که بدا حسرتشو نخوری. روزگار خوشی پیش رو داشته باشی.