٣۵٢- حس دفن شده

ناشناس ، یکشنبه، ۱ شهریور ۱۳۸۸:

یادته توی کامنت قبلی گفتم درباره رومیناهای دنیا صحبت کنیم ؟! ا به دو دلیل : 1) با شناختی که از رومینا دارم اگر فقط درباره اون صحبت کنیم از شدت شادی پر در میاره !!! همین حالا هم اگه وبلاگ تو رو بخونه شاد و مسرور می شه و با غرور به شوهرش می گه : ببین من چقدر خاطر خواه دارم ! شاید به فهیمه و سایرین هم آدرس وبلاگتو داده باشه ! اون بی نهایت خود پسنده و از مطرح شدن و از سیندرلا بودن ( البته در سراچه افکار خودش ) لذت می بره ، اینو در آینده برات اثبات می کنم . پس همینجا بیا با هم شرط کنیم مطلبو از رومینای صرف به سایر موضوعات تغییر بدیم ، البته از اون هم باز خواهیم گفت و خوب و بدش را با هم می بینیم 2) رومینا یک قالبه ! قالبی از همه دختر های دنیا ، که به نظر من همه دختر های دنیا زیباترین هستند ! اینو واقعا می گم ، مثل گل هر کدوم یه رنگی دارن ، اما بعضی از احساس دور می شن ، و من اونها رو مثل دیو می بینم ، حتی اگه پری رو باشن ! پس می شه درباره قالبی به اسم رومینا هم صحبت کرد ، که توی اون عشق ، نفرت ، غرور و ... هم جا داره .

ناشناس عزیز به نکته ی خیلی مهمی اشاره کرده که من تا حالا در موردش حرف نزدم . مطمئنا همونطور که ناشناس تو کامنتش نوشته ، رومینا آدرس این وبلاگو یا از سر غرور و یا از روی مسخره بازی به دوستای صمیمیش یا هرکس دیگه داده . این موضوع اصلا برای من خوشایند نیست که رومینا همراه با شخص سومی ، وبلاگ منو باز کنن و به کلیه ی مطالبی که من در مورد رومینا و عشقی که نسبت بهش داشتم بخندن . ولی من خیلی وقته که با این موضوع کنار اومدم ، یعنی اگه کنار نمیومدم که اصلا این وبلاگ رو هم نمیساختم . البته این کنار اومدن بی دلیل هم نیست ، بیاین خودمونو بذاریم جای رومینا ، فرض کنیم یه نفر پیدا شده که به شدت عاشقمونه و  چون هیچ وسیله ی ارتباطی برای ابراز علاقه پیدا نکرده ، از یک مکان عمومی برای این کار استفاده کرده . مطمئنا اگه بگیم آدرس اون مکان عمومی رو به هیچکس نمیدیم ، خالی بستیم ، چون همه ی ما یه جورایی از کانون توجه قرار گرفتن خوشمون میاد فقط شدتش از شخصی تا شخص دیگه فرق میکنه .

من چون عاشق رومینا بودم ، با این قضیه کنار اومدم و این وبلاگو زدم و مطمئنم هیچوقت از این کارم پشیمون نمیشم ولی حالا که هیچ چیزی بین من و رومینا جز یه حس دفن شده نیست ، دلیلی هم نداره که مطالبی که مربوط به احساسات دخترا میشه مختص رومینا نوشته بشه ، اصلا اگه فقط در مورد رومینا بنویسیم ، یه جورایی میره تو فاز غیبت که من به شدت ازش متنفرم .

پ.ن: میخواستم یکم بیشتر ادامه بدم ولی مامانم کشتم از بس گفت پاشو برو زولبیا بامیه بخر ، اگه احساس کردین یهویی مطلب تموم شد ، به همین دلیل بوده

/ 12 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهندس

سلام حمید جان من خودم ناسلامتی قراره مهندس صنایع بشما ! پس حتما حتما یه مهندس صنایع میتونه رمانتیک باشه . [نیشخند] با نظراتتم توی این پست کاملا موافقم . زودی عروسی شو خوشحال بشیم کلی زیاد . زولبیا بامیه هم زیاد نخور چاق میشی . بای تا های[گل]

Nasim

baba hamidddddddd , neveshte bodi tavalodesh mobarak , fekr kardam manzoret tavalode khodame , gofta in hamid az do roz pish midoneste emroz tavalode mane ? ( 15 shahrivar ) bad ke behtar khondam didam ey baba , to tavalode mano az koja bedoniii , na baba khabari nist , on matlab bara khodam nabod , manzoram be adamaye dige bod

Nasim

rasti koli khandidam az jaryane taxi savar shodanet , movazebe khodet bash dostam

زعفرون

اینجوری نوشتن گمان نکنم در شان و شخصیتت باشه منظورم در مورد کسی حرف زدنه یا کسی را بررسی کردن اونم به جدی اصلا بهت نمیاد گفته باشم

سوگلی

چقدر قشنگ که خدایا منم مثل همینایی که سوگلی گفت بد جوری به دل نشست!!!!!

مینا

سلام ممنون سر زدید راستی منو از کجا میشناسین؟؟؟؟؟؟

زعفرون

فکر کنم اشتباهی خوندم چون سریع خوندم نه ؟! بگذار عشق همیشه مقدس بماند به حرمت نگاه پاکت و به حرمت شکوه راه باشد روزی این راه و این نگاه پلی شود برایت برای رسیدن به باغ بهشت

بهمن

سلام وبلاگ جالبی داری ممنون میشم که به وبلاگ منم سربزنی www.daramad1000.persianblog.ir

رومینا

سلام اسمم رومیناس مطالبتو ک میخوندم هرجانوشه بود رومینا یه جوری می شدم موفق باشی