۳۱۸- باز هم همون کیف ، باز هم همون احساس

ثانیه شماری میکردم تا سورپرایزی که دوستام واسم داشتنو ببینم ، فکر میکردم یکم عطشم فروکش میکنه ، ولی انگار آتیشش یکمرتبه شعله ور شد .

باور کن از ۲ ساعت پیش تا حالا که سورپرایز بچه هارو دیدم ، کاملا شوکه شدم ، باورم نمیشه که دیدمت ، فکر میکنم بچه ها دارن دروغ میگن که این تویی !!!

ولی اون نگاه معصومو هیچکس نداره ...

خیلی سخته که یک مرد از عشقش در یک مکان عمومی صحبت کنه ، یه زمانی اینجا کسی منو نمیشناخت ، منم زیاد واسم مهم نبود که کی نوشته هامو میخونه ، ولی الآن جریان یکم فرق کرده ، من بیشتر خواننده های اصلی بلاگمو دیدم و میشناسمشون ولی با این حال  هنوز با افتخار سرمو بالا میگیرم و میگم عاشقتم و اگه ۱۰۰ بار هم جواب رد بهم بدی ذره ای از عشقت تو دلم کم نمیشه .

/ 22 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفيسه

اي ول بالاخره يه پسر با عشق سالمم ديديم؟آقا من چيزي گفتم؟ راستي مگه عشق ناسالمم داريم؟

نفيسه

ببينم من ازت مگه شلوار لي خواستم كه مخصوص من يكي() پي نوشت مي نويسي؟من گفتم از اون آدماي باشخصيت لب ساحل يه جين بيار

نفيسه

با اين چيزايي كه من اينجا مي بينم ...يعني مي خونم خيلي تعجب نداره واسه نوه و نتيجه هام كتاب حميد و رومينا رو به جاي ليلي و مجنون بخونم

نيش عقرب

رومينا رو ديدی تو اون جمع؟ايول بابا چه سورپرايز شگفت انگيزی...خوش بحالت...خدا بده از اين دوستا که همچين سورپرازای باحالی واسه آدم جور کنن!

۲تاسوگلی

من فقط ابراز احساسات کردم

۲تاسوگلی

سميرا

دوست داری اين طوری کامنت گذاشتن را؟

سميرا

آخرين پستم را می گم که تحويلت گرفتم! تو که ديگه سر نمی زنی که !

توتی