۹۱- اسیلوسکوپ

Oscilloscope

امروز آز- فیزیک۲ داشتیم ، آزمایشی که این هفته باید انجام میدادیم ، اندازه گیری طول موج بوسیله ی دستگاه اسیلوسکوپ بود . از بدشانسی من همگروهیام نیومده بودند و من مجبور بودم برم تو یه گروهی که تعدادش کمتره . چشمت روز بد نبینه ، تنها گروهی که تعدادشون ۳ نفر بود ، گروه ِ لاتای نجف آباد بود  . منم مثل این بچه مظلوما رفتم یه صندلی برداشتم و نشستم کنارشون . 

درحینی که استاد در حال درس دادن بود ، ۲ نفر از این آقایون همینطور به دکمه های این دستگاه وَر میرفتن و یه چیزایی به همدیگه میگفتن . مثلا یکیشون با همون لحجه ی غلیظ نجف آبادی  میگفت : " اوی اِگه بزنیم رو میز خط سبزا بالا و پایین میره " . اون یکی میگفت :" تازه اگه بزنی تو سرش ، راه میافته " . اون یکیشون هم که مثلا درس خون بود ، یه طوری به استاد نگاه میکرد که انگار داره عربی درس میده .

وقتی درس دادن ِ استاد تموم شد ، همه ی بچه ها شروع به انجام آزمایش کردن ، منم چون حوصله ی سر و کله زدن با اینا رو نداشتم ، همینطور نشستم ببینم اینا چیکار میکنن ، بعد از اینکه کلی به دستگاه ور رفتن و به قول ِ خودشون دستگاه رو نیمه سوز کردن و به هیچ نتیجه ای نرسیدن ، اون درسخونشون رو به استاد کرد و گفت : " آبجی یه لحظه بیا اینجا " !!!!!! .

اون روز اولین روزی بود که تونستم جلو خندمو به زیبایی بگیرم ، دلم میخواست از ته دل بخندم ، کم مونده بود بگه " ضعیفه پاشو بیا کارت دارم " . خلاصه استاد اومد و یه یک ربعی به دستگاه ور رفت تا بالاخره راه افتاد ، همین که اومد بگه درست شد ، یکی از این لاتا ، یکی از پیچای تنظیم رو تا ته چرخوند و بعد به استاد گفت : " حاج خانم بذارینش رو عدد ۲ تا سر راس بشه " !!!  این دفعه دیگه نتونستم خندمو کنترل کنم ، انگار اومده هندونه بخره که میخواد سر راس بشه . استادمون گفت : " من یک ربع داشتم به این ور میرفتم تا تنظیم بشه ، چرا خرابش کردی ؟ "  پسره که دید انگار خیلی ۳ کرده ، مثل این بذهکارا سرشو پایین انداختو  گفت : " نیمدونسم ایجوری میشه " . 

خلاصه امروز هیچی از آزمایش نفهمیدم .   

/ 0 نظر / 6 بازدید