۴۱۲- فلوریدا (۲)

از فرودگاه یه ماشین کرایه کردیم و رفتیم به سمت نمایشگاه. نمایشگاه خیلی بزرگی بود، بزرگترین نمایشگاه RFID دنیا حساب میشه. از همه ی کشورهای دنیا اومده بودن. تا ساعت تقریبا هفت شب اونجا بودیم و بعد رفتیم رستوران شام بخوریم. من به گمان خودم استیک سفارش دادم. ولی بعد از یه ۱۵ دقیقه دیدم گارسونه با یک پیشبند یکبار مصرف اومد. بهم گفت قربان اگه اجازه بدین این پیشبند رو ببندم بهتون چون ممکنه به لباستون بریزه. با خودم گفتم من قبلا خیلی جاها استیک خوردم هیچ کدومشون از این کارا نکردن! پیشبند رو برام بست و رفت غذارو بیاره، از اون دور که میومد احساس کردم چقدر ارتفاع غذام زیاده! وقتی اومد دیدم تریپ شیشلیکه که گوشت به استخوانه و باید با دست به نیش بکشی!

حالا اینو بگم که مدیرمون گیاه خواره بعد تصور کنین من جلوش یه همچین چیزی میخواستم بخورم. همین که شروع کردم به خوردن، دیدم گوشی شو در آورد و گفت میخوام یه عکس ازت بگیرم!!! اتفاقا عکس باحالی شد. با سر بریده عکسو این پایین میبینین.

رفتیم هتل شرایتون، من دهاتی فکر میکردم دو تامون تو یه اتاقیم. ولی ۲ تا اتاق جدا گرفته بود. اتاقش خیلی بزرگ و قشنگ بود. جناب مدیر گفت فردا ساعت ۹ و نیم خوبه بیدار بشیم؟ گفتم آره عالیه. گفت پس تو لابی هتل میبینمت. رو تخت هتل دراز کشیده بودم و داشتم فکر میکردم که کی فرصت میکنم برم یکم بگردم! تاریخ برگشتمون فردا ساعت ۵ بعد از ظهر بود. با خودم گفتم باید نصفه شب بزنم بیرون برم به سمت ساحل. حیفه این همه راه تا کنار اقیانوس اطلس اومده باشی و نری ببینی. زنگ زدم به یکی از این کمپانی هایی که ماشین کرایه میدن و یه ماشین واسه ۴ صبح کرایه کردم. کمپانی ماشیناش تو فرودگاه بود. با هتلداره صحبت کردم که یه ماشین برام ۴ صبح بگیرن که منو برسونه فرودگاه.

 

۳ و نیم بیدار شدم و کارامو کردم و زدم بیرون ، اومدم پایین دیدم ماشین آماده ست. منو رسوند تا فرودگاه. اونجا رفتم تو کمپانی کرایه ی ماشین و یه فورد کرایه کردم و به راه افتادم. نزدیکترین ساحل تا فرودگاه حدودا ۵۰ دقیقه فاصله داشت. اگه تو Google maps ای آدرس رو جستجو کنین (528, Orlando, Orange, Florida) این دقیقا اتوبانیه که من افتادم توش تا برسم به ساحل. بارون میومد شدید، همه جا هم تاریک!

با خودم میگفتم دیوونه چرا این کارو کردی! اگه مدیر بفهمه چی میگه با خودش!!! ولی بالاخره نزدیکای ۵ و نیم بود که رسیدم به آب. آفتاب هنوز طلوع نکرده بود. ماشین رو به سمت طلوع آفتاب پارک کردم و منتظر شدم تا طلوع کنه. احساس اینکه این آبهای اقیانوس اطلس به خلیج فارس راه داره احساس خوبی بود. به خاطر اینکه هوا ابری بود زیاد طلوع پیدا نبود ولی هرچقدر هوا روشنتر میشد تازه میفهمدم چقدر زیباست.

رفتم یه چند تا عکس از خودم گرفتم و بعد از حدودا ۲ ساعت لذت از منظره ها برگشتم به سمت فرودگاه تا ماشینو پس بدم. زنگ زدم هتل تا یه ماشین بیاد دنبالم تو فرودگاه. مسیر برگشت چون هوا روشن بود تازه فهمیدم چقدر جاده ش قشنگ و سبز بوده. وقتی رسیدم هتل یه دوش گرفتم و اومدم بقیه ی غذاهای دیشب رو خوردم، آخه اینقدر زیاد بود که نتونستم همه شو بخورم. حین خوردن بودم که دیدم مدیر داره میزنگه. بعد از سلام علیک گفت خوب خوابیدی؟ گفتم : بلللللللله !!!

رفتیم بقیه ی نمایشگاه رو دیدیم و از همونجا رفتیم به سمت فرودگاه. سفر ۲ روزه ی خوبی بود.

/ 9 نظر / 26 بازدید
مرضی

سلام حمید چه کار خوبی می کنی که می نویسی... هنوز دلچسب موفق باشی

فرمولساز

[قهقهه] این همه غذا مال یکنفر بود؟! عجب چرب و چیل بوده این غذا اصلا" جون میده واسه جلوی مدیر خوردن!!!! اینو چطوری جلوی مدیرت خوردی؟؟؟ من بودم با دیدن غذا یک لبخند ملیح به مدیر میزدم و میگفتم دیگه اشتها ندارم و گارسونو صدا میزدم یه جعبه بیاره ببرم تو اتاق و تنهایی یه خاکی تو سرش کنم!!!!

مریم*

نمیدونم چرا وبلاگت عکساشو بهم نشون نمیده و خسیس بازی درمیاره!!!! یادم افتاد برای پروژه های عسلویه که از طرف دانشگاه رفته بودیم و برای اولین بار خلیج فارسو میدیدم! یواشکی از هتل اومدم بیرون ساعت5 صب! رفتم ساحل! تفاوت بزرگِ من با شما این بود که پیاده رفتم هی فکر میکردم الان میرسم نزدیکه! بعدم اینکه اینجا ایرانه و من اصن تو باغ نبودم که پنج صب تنها عسلویه!!!!نکته زیباشم همون تماشای طلوع بود که کلی طول کشید تا 7!یعنی از تاریکی به روشنایی و مراحل ترس و هیجان و احساساتی شدن و اینا هم با هم!

وانیا

شکموووووووووووووووووووووووووو خوشحالم خوش گذشته

مریم*

خب من این عکسا رو دیدم و دارم فکر میکنم اونهمه رو واقعنی تونستی بخوری!!!!!

مریم*

کارم از خطرناکم یه چیزی اونورتر بود! ولی من از آن دسته انسانهای فاقد شعوری هستم که اول میپرن بعد میشینن فکر میکنم عه از چه ارتفاعی پریدمااا

008

سلام یعنی تو امریکا مدیر پروزه دانشگاهی میگه بریم با هزینه ی دانشگاه فلوریدا گردش؟(FAIR) راستی یه سوال دیگم داشتم ازتون واسه پیدا کردن رشته دانشگاه مورد نظر که بر اساس رنکینگ مرتب شده باشه سایتی هست؟ تو این سایتا رفتم قبلا hotcousesusa peterson

شادی

بعد مسئلتن حاج آقا[زبان] واقعنی همه اونو خوردین؟[متفکر][تعجب] الان زنده این؟نترکیدین؟[متفکر][تعجب]

فاطمه

حمید عزیز چرا دیگه نمی نویسید. ما منتظریم