۳۹۱- عروسی به شیوه ی اینور آبیا

آقا جاتون خالی پریشب رفتیم عروسی ، آخه گویا اینجا هم عروسیاشونو نیمه ی شعبان میگیرن نیشخند. مراسم تو یک هتل بود ، وقتی وارد هتل شدیم ، روی یک میز پر از کارت بود و روی هر کارت اسم تمام خانواده ها با شماره ی میزشون نوشته شده بود. به خاطر اینکه عروس امریکایی بود ، مراسم به شیوه ی مسیحیا برگزار شد. وقتی وارد سالن شدیم ، صندلی ها مثل کلیسا چیده شده بود. وقتی همه ی مهمونا اومدن و نشستن ، اول پدر و مادر عروس اومدن و رفتن بالای جایگاه ایستادن بعد پدر و مادر داماد ، بعد ۴ تا دختر بچه ی کوچولو و خوشگل با لباس عروس اومدن و آخر سر هم ساقدوش های عروس و داماد که ۴ تا پسر بودن ۴ تا دختر جفت جفت اومدن و خودشونو به جایگاه رسوندن. خلاصه بعد از اینکه کشیشه کلی متن خوند به عروس گفت با داماد ازدواج میکنی ؟ عروس هم مثل بچه ی آدم همون دفعه ی اول گفت بله ! هیچکس هم واسش دست نزد و هورا نکشید ، چون اینجا احتمالا همه فهمیدن که داماد خوب دیر گیر میآد و عروس باید از خداشم باشه که بله میگه نیشخند.

به قول خودمون مراسم عقد که تموم شد عروس و داماد و بقیه ی مهمونا به همون ترتیبی که اومده بودن به همون ترتیب هم رفتن بیرون. بیرون از سالن چندتا میز بود که روش خوراکی و میوه و اینجور چیزا بود ، البته بدون صندلی ( نمیدونم چرا اینقدر رو این صندلی حساس شدم ناراحت ). حدودا یک ساعتی خوردیم و صحبت کردیم و دخترای امریکایی رو به اسلام هدایت کردیم . بعد دربهای سالن کناری باز شد و ما تازه شماره میزمون رو پیدا کردیم وخدارو شکر به اندازه ی کافی صندلی بود نیشخند. ارکستر در حال امتحان کردن سازشون بودن و همه منتظر بودن که عروس و داماد از در بیان تو. ولی قبل از اینکه اونا بیان تو دیدم یه آقایی اومد تو و داره میره به طرف گروه ارکستر ، مسیرش طوری بود که باید از کنار میز ما رد میشد ، یکم نگاش کردم دیدم چقدر چهره ش آشناست ، یخورده فکر کردم یهویی مغزم جرقه زد ! اگه گفتین کی بود ؟؟ آقا کیا از گروه BOYZ یا بچه های ایران. از اونجایی که من همیشه و همه جا دوستان وبلاگیم رو شریک لحظه به لحظه ی زندگیم کردم ، یه تیکه فیلم کوتاه واستون میذارم که رقصشو شما هم ببینین.

فایل اصلی ( با حجم ۸۸ مگابایت ) کیفیت عالی

فایل فشرده شده ( با حجم ۱۱ مگابایت ) کیفیت متوسط

فایل مخصوص موبایل ( با حجم ۱ مگابایت ) کیفیت ضعیف

قبل از اینکه کیک رو ببرن ، پدر داماد و پدر عروس پشت میکروفن از همه تشکر کردن و بعد میکروفن رو دادن دست دوست صمیمی داماد. اونم اینطوری شروع کرد: دوست خوبم ازم خواسته بود که تو عروسیش یه سخنرانی داشته باشم، میخوام از آشنایی دیوید ( داماد ) و آلیسا ( عروس ) واستون بگم. دیوید هر وقت با یه دختر دوست میشد ، اولین جمله ای که میومد واسم میگفت این بود : "پسر عجب باسنی داشت" ولی یه روز اومد گفت که با یک دختر دوست شدم که خیلی مهربونه و خیلی دوستش دارم. اونجا بود که فهمیدم یه تفاوتی بین آلیسا و بقیه ی دخترایی که دیوید باشون دوست بوده هست و این رابطه هرروز جدی تر و جدی تر میشد تا اینکه امشب ما اینجا همه دور هم جمع شدیم و عروسی بهترین دوستم رو جشن گرفتیم ، بهشون تبریک میگم و امیدوارم خوشبخت بشن.

این متن کاملا بدون شرح بود و من بی تقصیرم اگه کلمات رکیک توش به کار رفته بود ، من فقط نقل قول کردم خنثی

پ.ن:وسط فیلم میخواستم بگم "بچه های ایرانه" منتها نمیدونم چرا میگم "اینجا ایرانه" خنثی

/ 41 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرمولساز

به به چه کلیپی بود مرسی حیف که خودت نبودی[نیشخند] بابا اونجا خوانندگی عروسی هم کار سختیه بدبخت باید هم خودش دست بزنه هم بخونه هم برقصه هم در نقش پارتنر دخترها ظاهر بشه ...عروسه زیادم بد نمیرقصید بیچاره ! این دامادش کو؟!

سوگلي بزرگه

خوب بود روز جمعه اي خندونديمون، ما هم يك بار سعادت داشتيم توي مراسم عقد اينچنيني شركت كنيم از نزديك مراسم عقدكنون رو ببينيم طفلك خواننده، اونجا هم اين شغل زحمت زيادي داره ها هميشه شاد باشي[گل]

آبی

عاشق هزینه نصف نصفم . مثل نتیجه صفر صفر می مونه که آخرش به پنالتی می کشه و معلون نیس کی برنده می شه [چشمک][نیشخند] ولی جدی دوست کانادایی من از رسوم خودشون می گفت و اینکه هزینه عروسی به عهده خونواده عروس هستش. حالا گفتن از من بود . بپا سرت کلاه نره اونجا [نیشخند] شادزی دوستم [لبخند]

صبا

سلام حمید جان. خوبی؟ ممنون که بهم امیدواری میدی... واسم خیلی دعا کن. امیدوارم قبول بشم. لااقل اونوقت یه کاری واسه انجام دادن دارم![افسوس]

فرمولساز

[خنده] ... اینجا از اون متلک هایی میخونم که فقط مختص خودته!

وانیا

روزه گرفتن تو بلاد کفر هزاران برابر ثواب داره خدا بهتون صبر بده

صبا

سلام... خوبی؟ نیستی حمید خان حتما حسابی درگیر کاری...[چشمک] راستی نماز روزه ها قبول باشه....[لبخند] اونجا هم مراسم افطاری و اینا دارین؟ منظورم ایرانی های اوناست؟ افطاری می گیرن؟[سوال] مطمئنم دلت حسابی واسه سفره های افطار ایران مخصوصا زولبیا بامیه تنگ شده! ما بجات می خوریم غصه نخور![نیشخند]

سمیرا

اینجا ایرانه اینجا ایرانه! بذار فیلمتم ببینیم!