۳۲۷- منشی شرکت

چند روز پیش طبق معمول هرروز ، رفته بودم تو دفتر منشی مدیر کارخونه تا گزارشای پیشرفت پروژه هارو فکس کنم دفتر اصفهان ، همون موقع مدیر عامل وارد اتاق شد و شروع کرد به صحبت کردن با منشی ، وقتی کارش تموم شد ، چند لحظه مکث کرد و دوباره رو به منشی کرد و گفت : چی شده ؟ چرا امروز پکری ؟ بعد از چند ثانیه خودش جواب خودشو داد و گفت : آهان واسه آقا رضا ، اون بنده خدا که ۸۵ سالش بود ، دیگه گریه کردن نداره که . اینو که گفت انگار بغض منشیمون ترکید و شروع کرد بی صدا گریه کردن . من با خودم گفتم عجب حرفی میزنه ها ، بالاخره پدرشه ، حالا اگه ۱۸۰ سالگی هم میمرد بازم حق داشت گریه کنه .

وقتی مدیر عامل از اتاق رفت بیرون ، من رفتم جلو و گفتم : خانم ... ببخشید من اطلاع نداشتم که آقا رضا فوت کردند ، واقعا تسلیت میگم ، ما رو هم تو غم خودتون شریک بدونین ، ان شاالله که غم آخرتون باشه . یهو دیدم سرشو بلند کرد و با تعجب به من نگاه کرد و گفت ممنون .

وقتی از اتاق اومدم بیرون ، مثل اینکه تازه مغزم شروع به کار کرده باشه ، با خودم گفتم اگه این پدرش فوت کرده چرا امروز اومده سر کار !!! بعد با خودم گفتم حتما میت ۸۵ ساله  ارزش مرخصی گرفتن نداشته

یه چند ساعت بعد که تو سالن غذا خوری نشسته بودیم ، یکی از همکارا گفت : پدر راننده ی شرکت هم فوت کرده ، باید بریم فاتحه ش !!! من گفتم پدر راننده فوت کرده یا پدر منشی ؟ گفت پدر راننده . اونجا بود که فهمیدم چرا منشیمون با تعجب بهم نگاه میکرد

البته تقصیر خودشه ، چون یه جوری گریه میکرد که هرکس میدید حدس میزد یکی از فامیلای نزدیکش فوت کرده . خلاصه وقتی واسه همکارا تعریف کردم که چیکار کردم ، کلی خندیدیم

اگه یهو میفهمید که تسلیتی که من بهش گفتم واسه ی پدر خودش بوده ، مطمئنا ناقصم میکرد ، چون کسی که به خاطر پدر هفت پشت غریبه اینطوری گریه میکنه ، دور از جونش واسه پدر خودش حتما ۲-۳ تا قربانی میده .

/ 14 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سايه ـ آدمها و آدمکها

به اين ميگن : اندر عاقبت خود شیرینی با تسلیت گفتن.( شوخی ) راستی چه خبر از کاظم ؟ هنوز نگرفتنش نه؟ . . . . . . .

سميرا(دقایق سوخته)

عج آدميه زدی بابای بيچارش رو کشتی

سوگلی

بده دل نازک و مهربونه؟

روشنک

حميد عزيز ممنون از پيام تسليتت ------------- گريه در مرگ ديگری اصلن ارتباطی به اينکه طرف رو ميشناسی يا نه نداره

afshin,germani

محمودخان فرمودن مصدق کار مهمی نکرده و ملی شدن صنعت نفت مهم نبوده انرژی هسته ای مهمه؟!!!!!

نجات (ماندا)

فکر کنم اگر می فهميد منظورش پدر خودشه همون جا از وسط نصفت می کرد

فرياد بي صدا

اينو راست مي گي ؟ راستي چرا اينقدر گريه مي كرده يا علي به منم سر بزن خوشحال مي شوم رعنا