۴۱۳- دهمین سالگرد تولد وبلاگم

همونطور که از موضوع این مطلب پیداست، وبلاگم ۱۰ ساله شد!

خیلی اتفاق ها تو این ۱۰ سال افتاد، خیلی تغییرات هم در من و هم در مطالب این وبلاگ بوجود اومد ولی تو هر موقعیت و تو هر شرایطی که بودم سعی کردم ترکش نکنم و همیشه به عنوان یه سرمایه بهش نگاه کردم. سرمایه ای که ممکنه به درد کسی نخوره ولی برای من خیلی ارزش داره.

معتقدم هر اتفاقی که تو این دنیا میافته دلیل داره، بعضی هاشو دلیلشو میفهمیم و خیلی هاشو نه! دلیل بوجود اومدن این وبلاگ رومینا بود ولی دلیل ماندگاریش نه! خوشحالم که باعث شد تا من شروع به ثبت کردن لحظه های تلخ و شیرین زندگیم بکنم.

وقتی برمیگردم به ۱۰ سال پیش یادم میاد وقتی که روی اینترنت دنبال یه فضای مجانی میگشتم که بتونم یه سری نوشته آپلود کنم. خیلی گشتم تا بالاخره پرشین بلاگ رو پیدا کردم. اون موقع اصلا نمیدونستم وبلاگ چی هست! حتی اسمش واسم عجیب بود. فقط دیدم وقتی آپلود میکنم نوشته هام راحت میآد روی یک وبسایت. اون موقع پرشین بلاگ داشت ۲ سالش میشد، یه سری از امکانات امروز رو نداشت ولی خوب دریچه ای شد تا من حرفامو یه جا بزنم.

فکرشو که میکنم از خودم میپرسم اگه مثلا ۱۰ سال پیش رومینا به من جواب مثبت داده بود، یا مثلا من از خواسته ی خودم کنار نمیکشیدم الآن زندگیم چه شکلی بود!!! رومینا به من جواب منفی داد و من سعی کردم تو این مورد بیشتر از عقلم کمک بگیرم تا احساسم. خیلی وقت پیش وقتی که علت عقب نشینیم از عشقمو تو وبلاگ گفتم، یه نفر اومده بود کامنت گذاشته بود که اگه عاشق بودی عقلت اجازه نمیداد راهی به غیر از رومینا انتخاب کنی!

اون دوست خوبمون حق داشت یه همچین فکری بکنه چون من به اندازه ی کافی در مورد هدف هام تو زندگی حرف نزده بودم. من اهدافی رو برای خودم تعیین کرده بودم که باید بهشون میرسیدم. برای رسیدن به این هدف ها باید از خیلی چیزا میگذشتم. یکی از ارزشمندترین هاش رومینا بود که به خاطر هدف هایی که تو سرم داشتم ازش گذشتم.

اون موقع اگه اهدافم رو میگفتم ، چون هنوز بهشون نرسیده بودم ممکن بود همه بهم بخندن ولی الان به جرات میتونم بگم به بیشتر از ۷۰ درصدشون رسیدم و خیلی خیلی خوشحالم که اون موقع تصمیم درست رو گرفتم و قید عشقمو زدم. نمیگم با رومینا نمیشد ولی ممکن بود وقتی به اهدافم برسم که دیگه نتونم لذتشو ببرم.

همیشه از خدا ممنونم که با نشانه هایی که سر راهم میذاره خودش هنوز هوامو داره و این نشانه ها تصمیم گیری تو شرایط سخت رو برام آسون میکنه. از همه ی دوستای عزیزی که توی این ۱۰ سال همراه من بودن تشکر میکنم و دست گلشون رو میبوسم که با کامنتای گرمشون بهم امید دادن.

/ 31 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرضی

خوشحالم که خوشحالی فکر کنم نه سالی هست که میشناسمت

zohre

سلام اقا حميد خبري ازتون نيست ! تولدتون با 2 روز تاخير مبارك [لبخند] ايشالا 120 سالگيتون

شادی

ُسلام بر غایب کبیر خوب هستین شما؟ قصد ندارین بیاین؟ آقا ما خودمون کیک میدیم[نیشخند]

رهگذر

آقا حمید کجایین؟ بیاین یک کمی بنویسین.خیلی وقته وبت و نوشته هاتون رو می خونم. از اینکه از اونجا، گزارش های جزئی می دین خوشم میاد. کم پیدایین؟ امر خیر در پیشه؟

دل آرام

کم سر میزنید به اینجا،ایشالا که اوضاع خوب باشه.

محمدرضا

ده سال! حالا این که چیزی نیست. در آستانه سی سالگی، میترسم وقتی به این فکر میکنم که سی سال از عمرم گذشته... امیدوارم و احساس میکنم که برای شما خوب و موثر داره میگذره این عمر ِ پر شتاب! موفق باشی دوست عزیز. البته شاید من رو یادت نیاد! [لبخند]

همایون

کیک نمیدین ، آپ هم نمیکنید ؟ :دی

شادی

سه ماه بعدددددد کیکه که کپک زد...قبل اینکه ما هم به سرنوشت اون دچار بشیم بیاین یه سری بزنید[نگران]

nasim

masalan man ke ye alame commente garm behet dadam :P