۷۱- بچه معروف

Microphone

من دیگه بچه معروف شدم رفت !! اگه امضایی ، چیزی میخوای بگیری تا سرم شلوغ نشده بیا بگیر  . امشب رفته بودیم خونه ی دایی مامانم عید دیدنی ، یخورده که نشستیم ، پسرداییم اشاره کرد به منو گفت که بریم تو اتاقش . منم مثل بچه های خوب پاشدم رفتم تو اتاقش !! 

انگار رفته بودم تو صدا و سیما . کل اتاقشو ایزوله کرده بود که صدا بیرون نره . دور تا دورِ اتاقِشَم پر از وسایل ِ صدابرداری بود که من اصلا ازشون سردر نمیآوردم ، بجز دو تا بلند گوهایی که اینور و اونورِ اتاقش بود . دقیقا وسطِ اتاقش یه میکروفون گذاشته بود که بیشتر از همه ی این دستگاه ها ، جلبِ توجه میکرد ( چقدر اتاق اتاق کردم ) .

خلاصه ، منم که سرم درد میکنه واسه خوندن ، رفتم پشتِ میکروفون و با ۳-۲ -۱ پسرداییم  شروع کردم به خوندن !!!  کی اشکاتو پاک میکنه     شبا که غصه داری ... 

درحینی که من میخوندم اون به دستگاها وَر میرفتو یه کارایی میکرد ، وقتی آهنگ تموم شد ، هِدفونی که رو گوشش بود برداشتو ، دکمه ی  Play  رو زد !!!!  به قدری این صدا قشنگ ضبط شده بود (‌ البته نه اینکه من خوب خونده باشما ، از لحاظِ کیفیت میگم ) که از پخش زنده واضح تر به نظر میرسید . به نقطه ی اوج آهنگ که رسید ، صدام ۲ تا شد ، یعنی انگار ترانه رو یه بار با صدای ِ زیر خوندم و یه بار با صدای ِ بم . حِسابی کفم Cut شده بود .  قرار شد رو صدام آهنگ بذاره  و بزنه رو یه CD  و بازدیدمون که اومد واسم بیاره .

/ 0 نظر / 6 بازدید