۵۵- نشریه

دیروز وقتی دم در کلاسمون ایستاده بودم ، یه آقایی اومد جلو و بهم گفت : " سلام آقای ***** ، من فلانی هستم ، رئیس انجمن صنایع دانشگاه ،  ما شنیدیم که شما آشنایی کامل با Photoshop  دارین ، درسته ؟

من که داشتم از تعجب شاخ در میآوردم که این از کجا منو میشناسه گفتم : البته دوستان لطف دارن ، بله یه چیزایی بلدم .

گفت : " ما واسه اولین بار تو این دانشگاه میخوایم نشریه ای رو مخصوص صنعتگرای اصفهان وهمچنین مهندسین صنایع به چاپ برسونیم که احتیاج به یه طراح جلد و لوگو داریم ، شما اگه دوست دارین با ما همکاری کنین ، ساعت ۸ خیابون فردوسی ...  باشین " .

منم کلاس گذاشتمو گفتم : اگه ممکنه شماره تلفنتونو به من بدین ، اگه خواستم بیام باهاتون تماس میگیرم .  شماره تلفونشو گرفتمو اومدم . 

شروع کردم به فکر کردن که این از کجا منو میشناسه ؟  تا اینکه به این نتیجه رسیدم که احتمالا علی ( همونی که طراحی سایتو بهم پیشنهاد کرده بود ) منو به اینا معرفی کرده . بهش زنگ زدمو گفتم : تو به فلانی گفتی که من طراحی میکنم ؟  گفت : اینا صفحه هایی که طراحی کرده بودی رو دیدن و از من خواستن که من  تورو بهشون نشون بدم . گفتم مگه صفحه ها تایید شد ؟ گفت : " آره ؛ میخواستیم آخرای فروردین بهت بگیم که خودت تو سایت ببینی ولی حالا که دستمون روشد ، مجبور شدم بگم ". گفتم : چرا آخرای فروردین ؟ گفت : " چون اتمام کارِ سایت ، حداکثر تا پایان فروردین ِ " . 

خلاصه ، ساعت ۸:۱۵ خودمو رسوندم به محل قرار . اونجا ۲ تا از بهترین استادامون و۸-۹ تا از دانشجوهای ورودی ۷۹ و یه ۲-۳ تا ورودی ۸۱ حضور داشتن ( یکی از شریکای شرکت اینترنتی چاووش هم بعدا اومد ) . من زیاد وارد جزئیات قضیه نمیشم ، چون انشاء الله مجله که چاپ شد خودت میبینی ولی همینو بگم که هم از کار و هم از خود اعضای گروه خیلی خوشم اومد .

راستی ، هم اکنون که اینجانب دارم این یادداشتو مینویسم ، از شدت گلو درد حرف زدن یادم رفته ، فکر کنم یکمم طب داشته باشم ، احتمالا دکتر باید یکم سوراخ سوراخم بکنه تا خوب بشم . 

ساعت ۹ اومدم که این یادداشتو Upload  کنم منتها هر کاری کردم سایت پرشین بلاگ باز نشد ، این بود که الآن گذاشتمش . تو این فرصت رفتم دکتر ، ۲ تا ۶.۳.۳ بهم داد . دیدی گفتم تا این دکترا سوراخ سوراخم نکنن دست بردار نیستن .              

 

/ 0 نظر / 7 بازدید