۱۰۴- الاف

دیروز که تابلو نبود ما الافیم ؟  

آخه میدونی ، دانشگاهی که من میآم و میرم مثل یه مدرسه ی خیلی بزرگه که راهش از خونمون خیلی دوره . البته این مورد فقط برای من تنها  نیست ، بلکه در مورد همه ی اینایی که تو فنی ۲ درس میخونن صادقه . 

من نمیدونم مگه رشته های مکانیک ، صنایع و متالورژی دانشگاه آزاد چه گناهی کردن که رشتشون دختر نمیگیره .  حالا دختر که نمیگیره هیچ ، تازه دانشکده مونم ۳۰۰ متری دانشکده ی رشته های برق ، کامپیوتر و عمران انداختن . بچه ها به فنی ۲ به جای دانشکده میگن نرکده . اینا همه رو میشه یه جورایی تحمل کرد ، ولی یه چیزی رو نمیشه بی خیالش بشی ، اونم اینکه وقتی میری تو فنی ۱ ، دوستاییم که اونجا درس میخونن تا آدمو میبینن ، جمله ی بعد از سلامشون اینه " اینجا چیکار میکنی ؟ " .

آقا اصلا به تو چه که من اینجا چیکار دارم ، مگه دانشکده رو خریدی ؟ ( البته اینارو تو دلم میگم ) . بابا به خدا منم اینقدر الاف نیستم که همش اونجا باشم ، مثلا این ترم محاسبات عددیم اونجا تشکیل میشه . خیلی دیر پیش میآد که من بیام اونجا ، وقتایی هم که میآم فقط به خاطرتو.

دیروز هم استادمون نیومده بود ، ما هم اومدین یه تابی تو فنی ۱ بزنیم که از قضا شما رو دیدم ( تاکید میکنم که کاملا اتفاقی تو رو دیدم  ) .      

/ 0 نظر / 8 بازدید