۴۵- زلزله

Earthquake

همین الآن ( حدودا ساعت ۲۳:۲۰ )  که داشتم  یادداشت ۴۴ رو Upload  میکردم ، یهویی دیدم داره میز کامپیوترم میلرزه  ، پریدم بیرون اتاق و گفتم مامان زلزله ، گفت کجا ؟  گفتم همین الآن گفت فکر میکنی ، از بس پشت کامپیوتر نشستی خیالتی شدی . من که دیگه رنگ به رو نداشتم ، یکم نمک خوردم و دوبار اومدم پشت کامپیوتر ، یه چند دقیقه بعد عموم زنگ زد گفت شمام زلزله رو فهمیدین ؟

گفتم آره ، گفت الآن با ۱۱۰ تماس گرفتم ، گفته ساعت ۱۱ شب شهرضا زلزله اومده ، تو اصفهان هم طبقه های دوم به بالا یه لرزش کوتاه مدت احساس شده  . اونجا بود که فهمیدم خودم یه پا زلزله نگار بودمو نمیدونستم  .

خلاصه اگر بار گران بودیم و رفتیم ، اگر نا مهربان بودیم و رفتیم . اگه تا صبح زنده بودم که هیچ ولی اگه نبودم بهش بگین (( خیلی دوسش داشتم )) . 

/ 0 نظر / 6 بازدید