٣۶٩- دوست جون

روز اولی که این وبلاگو می ساختم ، هیچ وقت حتی به ذهنمم خطور نمیکرد که اینجا دریچه ای میشه برای آشنا شدن با دوستایی که از دور و نزدیک به اینجا سر میزنن و بهم انرژی مثبت میدن. این آشنایی ها حتی فراتر از دنیای مجازی شد و به واقعیت پیوست. یه روزی میتونستم بگم دوستای مجازی که به دنیای واقعیم پا گذاشتن به تعداد انگشتای دست هستن ولی الان باید بگم حسابشون خیلی بیشتر از این حرفاست و هر کدومشون به نوعی خاطرات خوشی رو واسم زنده میکنن .

یکی از خوانندگانی که همین دیروز به دنیای واقعیم پیوست ، ملغب به دوست جون هستش که در تهران افتخار آشنایی با ایشون رو پیدا کردم ، زیاد اهل کامنت نیستن ولی مثل اینکه تو مدت زمان خیلی کوتاه کل آرشیو منو خوندن. یکی از دلایلی که باعث شد همدیگه رو ببینیم ، جریان عشقی مشابهی بود که واسه ی جفتمون اتفاق افتاده و حس بسیار نزدیکی که ایشون نسبت به نوشته های من داشتن در حدی بوده که اگر قرار میبود دست به قلم میشدن ، خیلی از یادداشتهاشون مشابه نوشته های من میشده .

خیلی از خوانندگان دیگه م هستن که دوست دارم به دنیای واقعیم بپیوندن مثل سوگلی عزیز ، ناشناس اصلی ، آنیموس ، آدم ها و آدمک ها ، کلارا و دیگه هرجور میدونی ، یک دختر خوب ،... و دوست داشتم قبل از رفتنم از ایران میدیدمشون.

شاید اگه نمیخواستم از ایران برم به همچین فکری نمیافتادم و اجازه میدادم به وقتش مثل بقیه ی آشنایی ها ، خودش اتفاق بیافته ولی الآن جریان فرق میکنه و من معلوم نیست کی دوباره برمیگردم. به همین دلیل کسی که کنجکاوم از نزدیک ببینمش رو اینجا اعلام میکنم ، اگر که ایشون هم دوست داشتن قبل از رفتن منو ببینن که فبها اگر نه که شکایتشونو به اوباما میکنم .

ناشناس قبلی

شما جای ناشناس قبلی بودین چیکار میکردین ، دوست داشتین منو ببینین ؟

پ.ن: من همین امروز رسیدم شهرمون و اگه خدا بخواد ٣ - ۴ هفته بیشتر ایران نیستم ( قابل توجه ناشناس قبلی عزیز نیشخند )

/ 35 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناشناس قبلی

نه رومینا فقط نبوده [دلشکسته]

ناشناس قبلی

قیافم که قطعاَ یادت نمیاد چون من همش دنبال شما بودم نمی خواستمم اینو بگم ولی حالا که دیگه داری میری گفتم بگم که رو دلم نمونه [ناراحت]

دوست جون

[تعجب] [تعجب] [قلب][بغل][ماچ][زبان] روز اولی که این وبلاگو می خوندم ، هیچ وقت حتی به ذهنمم خطور نمیکرد که عنوان پست 369 من باشم !!! میبینم که جریان دیدار ما داره بانی خیر میشه [شوخی]

sara

سلام.من سارا 22 ساله از رشت هستم.

سوگلی

من هم دوست داشتم می دیدمت [لبخند]

نگار

مبارکه حمید عزیز حالا کدوم ایالت؟سورپرایز شدم

عمه خانوم

به سلامت سفر به خیر براتون آرزوی موفقیت روزافزون در تمام مراحل زندگی را می کنم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] این هم گلهای بدرقه امیدوارم که خیلی زود با مدرک دکتری برگردید در پناه خدا

ناشناس قبلی

فکر کنم الان بین هوا و زمین باشی چه حالی داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ناشناس قبلی

الانم فکر کنم از پرواز جا مونده باشی چون خابت برده

ناشناس قبلی

من فکر نمی کردم که تو امریکا اینترنت نیاشه؟؟؟ رسیدی یا نه؟