۲۶- گالری نقاشی

Sign

 

بعد از ۳ هفته ی متوالی که به دلایل مختلف مجبور شده بودم کلاس گیتارمو نرم ، دیروز رفتم سر کلاس .  هنوز سه چهار دقیقه ای از کلاس نگذشته بود که استاد عمادی گفت‌ " یکی از هنرجوآم نمایشگاه نقاشی زده ،  امشب هم شب آخر نمایشگاس ، اگه نرم ناراحت میشه " . چون میدونستم که شما چه تابلوهای زیبایی خلق میکنین ، همون موقع احتمالشو دادم که ممکنه شما باشین ( با توجه به نمایشگاهایی که تو دانشگاه زده بودین ) . ولی واسه محکم کاری ، توی راه که داشتیم مییومدیم به طرف گالری فامیلیتون رو از استاد پرسیدم ، اونجا بود که مطمئن شدم خود خودتونین . 

ولی انصافا این نقاشی ها رو گذاشتی رو صورت خود سوژه ُ  کشیدیشون نه  ؟  ولی اگه این کارم میکردی بازم به این واقعی نمیشد . 

من همیشه وقتی میرم یه نمایشگاه نقاشی ، اینقدر از شخصِِِِ طراحِ نقاشی سئوال میکنم که احتمالا پشیمون میشه که چرا این نقاشی رو کشیده . یه نقاشی تمام احساس بوجود آورندشو به وضوح نشون میده و هر خط کوچیکش واسش یه خاطره ی بزرگ ، واسه همین هم هست که تابلوهاشونو مثل بچه هاشون دوست دارن .

بزرگترین سئوالی که تو همه ی این تابلو ها واسه ی من مشترک بود و نتونستم ( یعنی روم نشد ) که بپرسم این بود چرا همه ی سوژه هاتون از افراد مسن بود . اینو میدونم که شاید کشیدن چهره ی یه جوون چنان چنگی به دل نزنه یا اینکه صورت یه پیرمرد با کوله باری از تجربه چیزای بیشتری واسه گفتن داره ، ولی آیا علت دیگه ای داره  ؟

راستش خیلی واسم جالب بود که استاد عمادی یهویی سر کلاس من بخواد بیاد نمایشگاه شما . منم همون روز تو دانشگاه  تا ساعت ۱۷ امتحان داشتم ، یعنی راه به راه از دانشگاه اومدم کلاس گیتار ، واسه همین بود که قیافم از همیشه دربه داغون تر بود . 

/ 2 نظر / 11 بازدید
xxx

نظرت در مورد سياه قلم چيه؟ نمايشگاه چطور بود؟

xxx

نظرت در مورد سياه قلم چيه؟ نمايشگاه چطور بود؟