۴۰۱- شیشه ی عینک

من قبل از اینکه بیام امریکا رفتم یه چشم پزشکی که عینک بگیرم، یادم نیست جریانشو گفتم یا نه ولی خوب اینقدر بی همتی کره بودم واسه ی نرفتن به چشم پزشکی که وقتی خانم منشی ازم تست گرفت گفت عینک داری؟ گفتم نه! گفت یهویی چشمات اینطوری شد !!!! و اونجا بود که فهمیدم چشمام جدی جدی عینک میخواسته و پس از خریدن عینک تازه فهمیدم چقدر دنیا قشنگ بوده لبخند. من چشمام نزدیکو خوب میبینه ولی تو شب واسه ی رانندگی مسافت های دور رو بد میدیدم. شماره ی چشمام یکیش ۰/۷۵ اون یکیش فکر کنم ۱ شده. 

دردسرتون ندم ما عینک رو گرفتیم و اومدیم امریکا تا اینکه چند وقت پیش دیدم سیم فرم از زیر شیشه ی عینک در اومده و شیشه ش هم یه جورایی انگار تاب برداشته ، خلاصه بردمش تو یک عینک فروشی گفتم این درست بشو هست گفت نه، گفتم چقدر هزینه شه؟ گفت ۲۰۰ دلار فقط شیشه هاش.

والمارت یکی از بزرگترین خرده فروشی های سراسر امریکاست که هرچی بخوای توش میفروشن، حتی بانک هم داره و میتونی بری چکی چیزی داری نقد کنی، قیمتهاش هم تقریبا از همه جا کمتره. رفتم اونجا تو عینک فروشیش، یه دختر سیاه پوست قد بلند و خوش تیپ گفت: میتونم کمکتون کنم؟ گفتم میخواستم ببینم اگه بخواین شیشه های عینکمو عوض کنین چقدر میشه، گفت ۱۸۰ دلار تقریبا! بعد عینکمو بهش نشون دادم، گفت این سمیش از زیر در اومده بده تا برات درستش کنم، قبل از اینکه عینکو بهش بدم این سئوال حیاتی رو ازش پرسیدم ، گفتم "این شیشه ش خیلی تاب برداشته مطمئنی میتونی درستش کنی؟" گفت آره میتونم. عینکو گرفت و رفت.

بعد از حدودا یک دقیقه دیدم داره میخنده و میاد در حالی که یه تیکه شیشه ی عینک من تو یه دستشه و اون تیکه ش تو یه دست دیگه ش!!! منو میگی، میخواستم بگم ببند نیشتو ولی معادل مناسبی تو انگلیسی پیدا نکردم متاسفانه! اومد گفت متاسفم شیشه ی عینکتون شکست!!! گفتم متاسفی!!!!! تاسف تو به چه درد من میخوره من همون وقت ازت پرسیدم میتونی درست کنی یا نه که تو گفتی میتونی! گفت درسته ولی شیشه ی عینکتون مشکل داشت! گفتم من با تو صحبتی ندارم، برو بگو مدیرت بیاد، رفت تو اتاقی که اون پشت بود و بعد از چند دقیقه یه آقای کپل و قد کوتاه اومد و گفت چی شده؟ براش قضیه رو توضیح دادم، گفت شیشه ی عینک شما مشکل داشته و ما نمیتونیم کاری واسش بکنیم، گفتم اولا که هنوز میشد ازش استفاده کرد، دوما من به اون خانم گفتم که اگه نمیتونی دست نزن. دیدم شروع کرد دوباره بگه من واقعا متاسفم و از این حرفا! تو دلم گفتم واسه عمه ت متاسف باش که الآن میاد پیش چشمت! گفتم میخوام با مدیر والمارت صحبت کنم، گفت همین اطرافه الآن میرم صداش میکنم. 

بعد از پنج دقیقه دیدم با یه خانم خوش تیپ اومد در حالی که داشت هنوز براش توضیح میداد که چی شده! وقتی رسیدن به من، خانمه اول سلام علیک کرد و اولین سئوالی که پرسید این بود که "آیا وقتی میخواست عینک رو ببره که شیشه ش رو جا بندازه، بهتون گفت که این احتمال وجود داره که شیشه بشکنه؟" گفتم نه تنها اینو نگفت بلکه من بهش هشدار دادم که اگه مطمئن نیستی نکن این کارو! گفت خیلی ممنون، چند لحظه صبر کنید. بعد رفت سراغ آقا کپله ، یخورده باهاش صحبت کرد و دوباره دوتایی اومدن کنار من، آقا کپله گفت، درجه ی چشمتون رو بدید تا براتون شیشه هارو به صورت مجانی عوض کنم. گفتم آهان حالا شدی پسر خوب.

خلاصه یه ۱۸۰ دلاری تو این قضیه سود بردیم، لازم به ذکره که یه دونه شیشه هارو شکسته بود ولی هر جفتشو برام مجانی عوض کرد. شیشه هاش هم بردم چشم پزشکی که ببینم نکنه یه جنس بد انداخته باشه، که گفت نه شیشه های خوبیه و مشکلی نداره. راستش اگه مدیر والمارت هم کاری نمیکرد مطمئنن به پلیس زنگ میزدم و حقمو ازشون میگرفتم. خوبیه اینجا اینه که قانون قانونه، کسی نمیتونه دورش بزنه بالاخره به یکی که صدات برسه کمکت میکنه که حقتو بگیری.

/ 8 نظر / 36 بازدید
sh

سلام خوشم اومد از وبلاگتون قشنگ می نویسید چشمتون حالا شمارش خوبه که ماله منو بدونید شا خ در میارید که چجوری میدیدم [خنده] با اجازتون منم از این به بعد خاطراتتون رو می خونم وب عالی ای دارید موفق باشید

سهراب

خوش به حالت. اگه ایران بود الان پای چشمت کبود شده بود و شب هم از ناراحتی خوابت نمیبرد. آفرین که سه تا پست با هم گذاشتی. [لبخند]

افسانه

دقیقا مثل اینجاست دیگه[نیشخند]

بی احساس

ایوووووووووووول یعنی داشتم میخوندم همش تو این فکر بودم که اگه نتونه شیشه عینکشو مجانی ازشون بگیره اصفهانی نیس. حالا درسته ما تو اصفهان نمیتونیم حقمونو بگیریم ولی خوب تربیتمون کردن هرجا بریم قشنگ پدر صاحب مغازه رو درمیاریم.

golbahaar

esfehaaniye aslo vasl ke migan toyi.gheir az in mishod negaraanet mishodam!

ملکه خاکستری

گردن افتاده یهو میزدیش دیگه

م

بابا زرنگ.... حق رو همیشه باید گرفت... مهر ماهی ها همه حقشون رو می گیرن [دست][دست]