۳۷۸- حکمت (۲)

همنطور تعجب زده رفتم نشستم سر میزی که نشسته بود و منتظر شدم که تعریف کنه که چی شده! (‌ یکم ماجرا پیچیده ست شاید مجبور بشید دو بار بخونید ).

گفت ۱۲ سال پیش غیر قانونی از مرز خارج شده و رفته کشورای اروپایی پناهنده شده ، بعد از اینکه کلی سختی و مکافات کشیده بالاخره تو آلمان بهش پاسپورت پناهندگی میدن ولی خوب با اون پاسپورت نمیتونسته به ایران سفر کنه واسه همین از سفارت ایران تو فرانسه درخواست پاسپورت ایرانی میکنه که باهاش بیاد ایران و خانواده شو ببینه. یه چند ماه بعد از اینکه پاسپورت ایرانیش آماده میشه تصمیم میگیره که بیاد ایران ولی مستقیم از آلمان نمیتونسته بیاد چون توی پاسپورت پناهندگی قید شده که اجازه ی سفر به ایرانو نداره. واسه همین ترکیه رو به عنوان کشور ترانزیت انتخاب میکنه که از اون طریق بیاد ایران. واسه اینکه محکم کاری کرده باشه پاسپورت ایرانیشو میذاره تو چمدونا و تحویل بار میده که یهو تو فرودگاه آلمان وقتی میگردنش پاسپورت ایرانی رو پیدا نکنن چون اگه پیدا میکردن اقامتش لغو میشه و دیگه نمیتونه به آلمان سفر کنه. برای همین با پاسپورت پناهندگی وارد ترکیه میشه !!! به همین دلیل مهر ورود به ترکیه تو پاسپورت پناهندگی میخوره ! همونطور که همه میدونیم ماموری که پاسپورتو چک میکنه مهر خروج از کشورو کنار مهر ورود به کشور میزنه. این دوست ما چون میخواسته با پاسپورت ایرانی وارد ایران بشه ، موقع خروج از ترکیه پاسپورت ایرانیشو نشون میده ، ماموره هرچقدر تو پاسپورت میگرده میبینه مهر ورودی تو پاسپورت نخورده ! بهش میگه پاسپورت دیگه ای هم داری ؟ اونم پاسپورت پناهندگیشو نشون میده! ماموره پاسپورتو ازش میگیره و مهر خروجو میزنه تو پاسپورت پناهندگی ! مکافات این دوست ما از همین جا شروع میشه ، به این دلیل که کسی که پاسپورت آلمانی داره باید ویزا بگیره و وارد ترکیه بشه ، این دوست ما با این مهر خروجی که تو پاسش میخوره ویزاش به ترکیه باطل میشه و دیگه نمیتونه به ترکیه برگرده، از طرفی اگه مجددا ویزای ترکیه رو بگیره وقتی برمیگرده تو آلمان بهش میگن تو چرا ویزات باطل شده و دوباره گرفتی و اونجاست که میفهمن به ایران سفر کرده و اقامتشو ازش میگیرن ! گفت وقتی مهرو زد تو پاس پناهندگیم من سرمو گرفتمو نشستم !!! همه ی کار و زندگی و زنش تو آلمان بوده و با این مهر به هیچ عنوان دیگه نمیتونسته به آلمان سفر کنه! همینطور هاج و واج بوده و نمیدونسته باید چیکار کنه ، همه ی مسافرام سوار هواپیما شده بودن فقط این مونده بوده ، یهو میبینه یکی از مامورای ایران ایر اومد که مطمئن بشه همه ی مسافرا سوار شدن ، به این دوست ما میگه تو چرا هنوز سوار نشدی ؟ اینم شرح قضیه رو واسش تعریف میکنه! ماموره بهش میگه اگه رفتی ایران دیگه واسه همیشه موندنی میشی ولی اگه بخوای من میتونم برت گردونم تو ترکیه ! میگه چطوری ؟ میگه برو به ماموری که مهر خروج زده تو پاسپورتت بگو اشتباه گیتو وارد شدی و اصلا قصد خروج نداشتی ! این دوست ما هم خودشحال میشه و میره اونجا و به کل شروع میکنه آلمانی صحبت کردن و خودشو میزنه به اون راه که اصلا پاسپورت ایرانی نداشته! مامورای فرودگاه میبرنش تو یه اتاقی و شروع میکنن به  سئوال پیچ کردنش ، البته یه مترجم آلمانی واسش میآرن. بعد از نیم ساعت بالاخره قانع میشن که گیتو اشتباهی اومده و مهر خروج رو باطل میکنن و اجازه میدن که دوباره برگرده تو ترکیه! از اون طرف هم مسافرا همه تو هواپیما منتظرن که پرواز کنن ولی به خاطر این دوست ما پرواز تاخیر پیدا میکنه نیشخند. باراشو از تو هواپیما در میارن و هواپیما به سلامتی پرواز میکنه ! این دوست ما هم دپرس و ناراحت از فرودگاه میاد بیرون. اصلا نمیدونسته کجا بره؟ با چی بره ؟ میگفت تو فرودگاه دنبال من میگشته که به جاش برم ایران ولی من اون موقع در حال خروج از فرودگاه بودم ( عین تو این فیلم هندیا نیشخند )

اینو من تو پرانتز اضافه کنم که یه سری ایرانی اونجا هستن که از آب کره میگیرن و از هر موقعیتی استفاده میکنن که هموطنای خودشونو بگزن. یکی از اون ایرانیا تو فرودگاه بوده و وقتی دید ما سه نفر به پرواز نرسیدیم گفت بیاین تا من برسونموتون هتل، اون دوتا زود قبول کردن چون نمیدونستن چقدر قراره ازشون بگیره ولی من قبول نکردم چون میدونستم تاکسی های فرودگاه کجا می ایستن و هزینه اش یک سوم هزینه ایه که این آقا میخواد بگیره ( با تاکسی ۲۰ دلار میگیرن ولی ایشون ۶۰ دلار میگرفت ).

این دوست ما از فرودگاه که میآد بیرون میخوره به تور همین ایرانیه و چون هیچ گزینه ی دیگه ای نداشته باهاش میاد تا مرکز شهر ، اونجا به صورت کاملا اتفاقی دم هتل ما پیاده ش میکنه ، وقتی میگم اتفاقی یعنی کاملا اتفاقی چون نزدیکه سفارت خیلی خیلی هتل هست. و اینطور میشه که ما صبح توی رستوران همدیگه رو میبینیم!

پ.ن۱: شاید بگین حکمت این قضیه کجا بود ؟ خودمم فکر نمیکردم اینقدر طولانی بشه ولی تو قسمت بعدی میگم که چه اتفاقاتی بعدش افتاد

پ.ن۲: چون این چند قسمت مربوط به هم میشه لطفا تو همون قسمت اولش نظراتتون رو بدین، ممنون

/ 0 نظر / 28 بازدید