۴۱۰- مراسم عید نوروز و SMU شو

پارسال تقریبا یک هفته به عید مونده یه مراسمی رفتیم در یکی از دانشگاه های نزدیک خودمون که حدودا ۲۰۰۰ نفر ایرانی شرکت کرده بودن و مراسم خیلی زیبایی بود. با اینکه این برنامه تو دانشگاه SMU اجرا میشد ولی از همه ی دانشگاه های اطراف باهاشون همکاری میشد. با خودم فکر کردم سال دیگه اگه خدا بخواد باهاشون همکاری میکنم. امسال حدودا ۳-۴ ماه به مراسم مونده با مسئول برنامه هاشون تماس گرفتم و گفتم که میخوام یه برنامه اجرا کنم. مسئول برنامه ها جناب علی آقا گفتش که اول یه تست باید بدید بعد هیئت داوری تصمیم میگیرن که میتونیم باهاتون همکاری کنیم یا نه!

خلاصه روز تست که حدودا دو ماه قبل از عید بود فرا رسید و بنده رفتم جلوی هیئت داوری. آهنگ ((تو با منی)) رضا صادقی رو انتخاب کرده بودم که با گیتار براشون زدم. وقتی تموم شد، دیدم مثل مه و مات ها نگام میکنن!!! بعد یهویی شروع کردن دست زدن!!! یکی از داورا گفت: میشه یه بار دیگه بخونی؟ بعد بقیه گفتن: آره یه بار دیگه، یه بار دیگه! منم خوب یه بار دیگه خوندم. وقتی تموم شد کلی برام دست زدن و گفتن که قبول شدی.

اگه پست قبلی رو خونده باشید در جریان هستید که گفته بودم شادمهر عقیلی تو دالاس کنسرت داشت. وقتی محل کنسرت و زمان کنسرت شادمهر رو فهمیدم اصلا باورم نمیشد. آخه محل کنسرت شادمهر همونجایی بود که من باید اجرا میکردم. فکرشو بکنین من همونجایی باید میرفتم بالای سن برنامه اجرا میکردم که ابی و شادمهر هفته ی فبلش رفته بودن!!!!

واقعا از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجیدم که چنین موقعیت و فرصتی نصیبم شده که برم برای حدودا ۲۰۰۰ تا ایرانی عزیز بخونم. بالاخره روز کنسرت فرا رسید و بنده به گیتارم رفتم به سمت سالن. کسایی که برنامه داشتن حدودا ۳-۴ ساعت قبل از برنامه باید میومدن که صدای سالن رو تنظیم کنن واسشون. واسم جالب بود که از تونل پشت سالن وارد شدم، جایی که به پشت صحنه ی سالن میخورد.

بچه ها به نوبت میومدن برنامه شون رو تمرین میکردن و میرفتن، تا اینکه نوبت من شد و رفتم یه بار اجرا کردم و صدا رو تنظیم کردن. وقتی همه ی تمرین ها تموم شد درب سالن هارو برای مردم باز کردن و مردم شروع به اومدن کردن. سالن پر شده بود از جمعیت. از پشت پرده ما میتونستیم ببینیمشون.

مجری برنامه که همین علی خان باشن رفت رو سن و شروع به خوش آمد گویی کرد. بعد هم اعلام برنامه. من نفر دومی بودم که اجرا داشتم. رفتم پشت سن نشستم تا نوبتم بشه. وقتی نوبتم شد، سریع رفتم روی صندلی که برام گذاشته بودن نشستم و آماده شدم تا پرده باز بشه!!!

وقتی پرده باز شد!!! به قول مهران مدیری، اینهمه آدم یکجا ندیده بودم، اینهمه آدم هم منو یکجا ندیده بود. جمعیت شروع کردن برام دست زدن، بلند شدم تعظیم کردم به سمت جمعیت و دوباره نشستم. متاسفانه صدا تا ثانیه ی ۱۵ تنظیم نبود ولی بعدش خوب شد. وقتی تموم شد مجددا بلند شدم و به نشانه ی احترام به سمت جمعیت تعظیم کردم.

پ.ن: سرتون درد میآد وگرنه واسه شما هم میخوندم نیشخند

/ 20 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رهگذر

سلام. خیلی خوب می نویسی و حال و هوات رو توصیف می کنی. همیشه وبت رو می خونم.خوش به حالت که این قدر پول داری و می تونی به همه ی آرزوهات برسی. با اینکه یه دانشگاه خوب دارم ارشدم رو می گیرم اما همیشه آرزوی درس خوندن و زندگی توی آمریکا و اروپا رو داشتم. تو که اونجایی جای من هم کیف کن. از آزادی اونجا خیلی خوب استفاده کن و قدر لحظات خوبت رو بدون.

فرمولساز

آفرین به این مهندس هنرمند. نمونه آدمی که چند بعدی رشد کرده نه تک بعدی.[دست][هورا]

بی احساس

اخی ممنون که انقد به فکر مایین و چون فیلتره لینکو نمیزارین الان چشمام پر از اشک شد!از اینهمه محبتِ اصفهانیایی. من جدن فیلتر شکن ندارم و هیچوقت استفاده نکردم خودمم نمیدونم چرا ولی ملت همیشه در صحنه ی ما فیلترشکون میخورن اصن شما نگران نباش اقای حمید.

008

میگم یه سوال نامربوط داشتم:این درسته که اونجا راحتتر معدل میارن؟ با تشکر

فرمولساز

چه دیر به دیر آپ میکنی! من کنکور دادم بیشتر از 10 روز فاصله نیافتاد بین پستهام!!!اونم با رشته غیر مرتبط!!! [مغرور]

فرمولساز

نه انگار جدا" خیلی سرت قاراشمیشه!!! اینبار مثال میزنی مثال ماهی قرمزو نزن بیچاره آبرو داره!!! بابا همین چند روز پیش گفتم رتبه چهارم ارشد شدم ... منتظرم مهر بشه برم سر کلاس با اجازتون!

وانیا

خیلی بی معرفت شدی حمید

مرضی

وااای حمید چقدر خوشحالم برات پسر خوب همه فن حریف!

nasim

lol , hamiddd, sedato zabt kon bezr inja ma ham gosh bedim , akhe in che vazesheeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

مریم

سلام ب منم سر بزنید