۳۷۰- تولدی دوباره

تاریخ ورودمو به امریکا طوری انتخاب کردم که نزدیک تولدم باشه تا همیشه یادم باشه که تولد بیست و هفت سالگیم پا به این سرزمین گذاشتم . پریشب وقتی وارد امریکا شدم یه حس خوبی داشتم که بالاخره این قله هم فتح شد ولی به خودم گفتم این تازه اول راهه و مسیر خیلی خیلی طولانی رو باید طی کنم تا به تک تک آرزوهام برسم .

اولین چیزی که وقتی وارد امریکا میشید جلب توجه میکنه ، طرز برخورده ! اینقدر خوش برخورد و مودب هستن که بعضی وقتا میخوای بگیری ماچشون کنی که اینقدر خوب با آدم برخورد میکنن . چون تو ایران به محض اینکه یکی میره پشت میز میشینه دیگه جواب سلام آدمم نمیده ! ولی اینجا تک تک افرادی که پاسپورتو مدارک منو چک کردن ورود منو به امریکا با لبخندی دلچسب بهم تبریک گفتن و اون استرسی که من برای ورود به امریکا داشتمو از بین بردن . مورد جالب دیگه ای که واسه ما ایرانیا تعریف نشده ست ، وقتی تو مراکز خرید در حال حرکت هستی ، هرکس از بغل آدم رد میشه یه دو سه بار عذرخواهی میکنه ، من اول فکر کردم جاییش به من خورده یا یه طوری شده که من نفهمیدم ولی وقتی از مامانم پرسیدم گفت وقتی مسیر یکم باریک باشه و احساس کنن که سر راه رو گرفتن ، عذر خواهی میکنن ، در حالی که بنده خدا اصلا جلوی راه منو نگرفته بود و من کلی جا داشتم که رد بشم . مثلا من میخواستم از سوپر مارکت خارج بشم ، نگاه کردم دیدم یه خانمی درو باز گرفته ، من که رد شدم درو بست و رفت ، من قبلش فکر کردم منتظر یه نفر دیگه ست که درو باز گرفته ولی وقتی با رد شدن من درو بست از مامان پرسیدم این از من خوشش اومده بود که این کارو کرد ؟ گفت نه ! اینجا وقتی میخوای از در رد بشی درو یهو ول نمیکنی ، یه نگاه به پشت میکنی اگه یه نفر داره میاد درو واسش میگیری تا رد بشه . اصلا از این همه شعور آدم میخواد جیغ بزنه . به زودی ماجراهایی که تو ترکیه واسم اتفاق افتاد و همینطور جریاناتی که اینجا واسم پیش اومده و برای ما ایرانیا تعریف نشده ست رو تعریف میکنم.

پ.ن: دیروز تولدم مبارک نیشخند

/ 20 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناشناس قبلی

[ناراحت]یادت باشه منو جلو همه ضایع کردی[قهر]

ناشناس قبلی

منظورم اسمش بود

نگار

[گل]تولدت مبارک حمید عزیز

مرضی

تولدت مبارک ورودت به آمریکا مبارک خیلی خوشحالم برات [گل]

دوست جون

[بغل] حمیدجان خودت به ناشناس بگو آخه مگه میشه "دوست جون" از " ناشناس قبلی" مرموز تر باشه ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! [پلک]

ناشناس قبلی

چرا همه نگران منن منم یکی مثل همین دوست جوناتم دیگه این دوست جون اول اسمو فامیلیشو بگه منم میگم تو که رفتی حداقل من با ایشون دوست جون شم راستی حمید آقا اونطرفا چه خبر؟ چیکار میکنی اونجا؟ زندگی خوبه؟

دوست جون

باشه قبوله "ناشناس قبلی" !!!!!! من اسم و فامیلم و به حميد گفتم حالا نوبت توه كه اين كارو بكني[چشمک] راستي "دوست جون" فقط يه دونه ميتونه باشه شما هر چيزي ميتوني باشي غير از دوست جون[بازنده]

سمیرا نکوئیان Samira Nekooeeyan

در خونه ی سارا اینا سنگینه. خیلی سنگینه. یه بار آقای همسایشون ولش کرد خورد به دست من. انقدر درد داشت! :دی پس اونم آمریکایی بوده حتما!

بهداشتی

lol , tavalodet mobarak