۵۲- یک شب بسیار آرام

Police

امشب تا قبل از ساعت ۹ تقریبا داشتیم شب آرومی رو سپری میکردیم ، ولی دقیقا سر ساعت ۹ قضیه هیجانی شد .

امشب وقتی دوستم داشت میپیچید تو کوچمون که منو برسونه خونه ، یهویی یه صدای ترمز خیلی خفن شنیدیم و بعد دیدیم یه 206 از در عقب ماشین دارن تشریف میآرن تو ، فقط یکم بی ادب بود چون قبلش اجازه نگرفتو وارد شد ، واسه همین ما هم شاکی شدیم و با عصبانیت از ماشین پیاده شدیم که چرا بی اجازه داخل ماشین مردم میشی که دیدیم از عمد داخل نشده  و کاملا غیر عمدی بوده ؛ اون موقع بود که بخشیدیمش . 

قضیه از این قرار بود که : در حینی که ما در حال پیچیدن بودیم ،  ایشون در حال سبقت گرفتن از ما بودن .  وقتی اومدیم پایین و بهش گفتیم که چرا اینطوری کردی ؟ گفت : منم میخواستم بپیچم تو کوچه که یهو شما پیچیدین جلوم . اینو که گفت ، گفتم : خیلی عذر میخوایم که خلاف کردیم ، فقط اجازه بدین پلیس بیآد تا مقدار خصارتی رو که باید به شما بدیمو مشخص کنه . اونم گفت مساله ای نداره می ایستیم . 

حیف که پیره مرد بود و نمیشد باهاش کل کل کنی وگرنه جوابشو میدادم . آخه مردِ حسابی وقتی ۱۲-۱۳ متر خط ترمز داری چه جوری  روت میشه بگی میخواستم بپیچم که شما اومدین جلوم .

همون موقع با ۱۱۰ تماس گرفتیم و موضوع رو به اطلاعشون رسوندیم ، دمشون گرم اونام در حداقل زمان ممکن ظرف ۴۷ دقیقه خودشونو به محل تصادف رسوندن .

افسر راهنمایی رانندگی هنوز از ماشین پیاده نشده بود که گفت : " بزنین کنار ، مقصر معلومه " . وقتی از ماشین پیاده شد که مدارک طرفین رو بگیره ، به راننده ی 206  گفت : " چرا وقتی دیدی داره میپیچه سمت چپ ، بازم از سمت چپش سبقت گرفتی " .

راننده گفت : من که نمیخواستم که سبقت بگیرم که ، میخواستم بپیچم .

 مامور راهنمایی رانندگی بهش گفت : " با این سرعت میخواستی بپیچی ؟  به فرض محالم که ازت قبول کنم که میخواستی بپیچی ، چرا از رو خط ممتد پیچیدی ؟ "

پیره مرده با یه حالتی که انگار کم نیآورده گفت : خوب اونم از رو خط ممتد نپیچیده 

دوستم گفت به نظر شما این خط ممتد نیست ؟

پیره مرده گفت : اینجاهاش یکم پاک شده 

اولش فکر کردم داره شوخی میکنه ، ولی وقتی قیافشو دیدم متوجه شدم که کاملا جدی داره صحبت میکنه .

افسره رو کرد بهشو گفت : الآن که گواهینامتو سوراخ کردم ، میفهمی اینجا خط ممتدِ یا پاک شده . خلاصه قرار شد که روز جمعه ساعت ۸ صبح بریم خصارتمونو ازشون بگیریم .

ایطوری شد که امشبمون با هیجان خاصی تموم شد .                    

/ 0 نظر / 6 بازدید