۳۳۹- باز هم رومینا !!!

دیشب تو عروسی پسر عموم یه اتفاقی افتاد ( اتفاق بد نبود ، شاید اتفاق خوبی بشه ) ولی هنوز چیزی نمیشه گفت ، فقط دلم میخواست تاریخ این اتفاق رو ثبت کنم . شاید بعدا در موردش صحبت کنم ، چون الان اگه چیزی در موردش بگم ممکنه درست از آب در نیاد . در همین حد میتونم بگم که ماجرا مربوط به رومینا میشه .

ببخشید ، خودم میدونم که دیگه دارم زیادی مرموزانه مینویسم ولی باور کنید این دو موردی که تو دو تا پست اخیر پیش اومده ، نمیشه گفت ، عوضش تا چند روز دیگه ماجرایی که دو سال پیش واسم اتفاق افتاد و قول داده بودم که تعریف میکنمو ، آپلود میکنم نیشخند .

/ 3 نظر / 13 بازدید
سالار

سلام و درود به تو دوست عزیز هیچ فکر میکردی به این زودی سایتت بازدید کننده داشته باشه ولی من اومدم و دلم می خواد دوستامم بیان اگر لطف کنی لینک منو تو سایتت بزاری بهت قول میدم زود لینکتو به سایتم اضافه کنم حالا اگر لطف کنی ممنون میشم http://linkche.persianblog.ir لینک بازی رومینا جان منتظرما راستی نظرتم در مورد سایت ما بگو